سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
394
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
طرفدارانش و كسانى كه فضايل او را روايت مىكنند و مناقبش را نقل مىكنند ، را جايز ندانيد » . و به كارگزارانش نوشت : « بنگريد هر كدام از پيروان عثمان و دوستداران و خاندان و طرفدارانش و كسانى كه فضايل و مناقب او را روايت مىكنند ، را كه يافتيد به آنان نزديك شويد و گرامىشان داريد و به خود نزديكشان سازيد و بزرگشان شماريد . و هر آنچه را كه هر كس از آنان روايت مىكند با ذكر نام خودش و نام پدرش و نام عشيره و قبيلهاى كه از آن است برايم بنويسيد و بفرستيد » كارگزارانش چنين كردند تا آنجا كه در بارهء عثمان احاديث بسيارى گرد آوردند و معاويه براى آنان كه از عرب و عجم بودند جايزههاى سنگين و هديههاى نفيس مىفرستاد و قطعه زمينهاى بزرگ مىبخشيد . شمار اينان در هر شهرى زياد شد و با يك ديگر در ساختن خانههاى اشرافى و داشتن باغستانها و ديههاى بزرگ به رقابت پرداختند و دنيا بر آنان روى آورد . كسى نبود كه نزد فرماندار شهرى و يا كدخداى روستايى بيايد و در مدح و منقبت و فضيلت عثمان روايتى نقل كند و نامش در دفتر مخصوص ثبت نشده باشد و مورد احترام و اكرام قرار نگرفته باشد . زمانى اين چنين گذشت . معاويه پس از آن به كارگزارانش نوشت كه « در مدح عثمان حديث بسيار گفته و نوشته شده و در هر شهر و روستا و بخش ، پخش گرديده است ، نامهام را كه دريافت داشتيد از مردم بخواهيد كه در بارهء ابو بكر و عمر روايت كنند ، چرا كه فضيلت و سوابق اين دو برايم دوست داشتنىتر است و چشمم را روشن مىكند و حقّانيت خاندان محمّد را سست مىسازد و براى آنان ، فضايل اين دو از فضايل عثمان ناگوارتر است » . همهء قاضيان و اميران و كارگزاران معاويه ، نامهء وى را براى مردم خواندند و مردم هم رواياتى در بارهء ابو بكر و عمر و مناقبشان آوردند . سپس از مجموع اين روايات مناقب و فضايل خلفاى سهگانه ، كتابى ساخت و براى كارگزارانش فرستاد و دستور