السيد ابن طاووس ( مترجم : الطبسي )

61

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

او ) به سوى شما بسبب علامات ما ( 1 ) بدرستى كه شما و كسى كه پيروى نموده شما را غلبه‌كننده‌اند . بر خداى اعتماد نموده‌ايم اى پروردگار ما حكم فرما ميان ما و ميان قوم ما براستى ، و تو بهترين كارگشايندگانى « 1 » بدرستى كه من اعتماد نموده‌ام بر خداى كه پروردگار من و پروردگار شماست ، نيست هيچ متحركى مگر آن كه خدا فرا گرفته است پيش سر او ، « 2 » بدرستى كه پروردگار من بر راه راستست پس زود باشد كه ياد كنيد چيزى را كه مىگويم مر شما را و باز مىگذارم كار خود را به سوى خدا ، بدرستى كه خدا بيناست به بندگان . « 3 » پس اگر اعراض نمايند پس بگو تو كه پسند و كافيست مرا خداى . نيست خدائى مگر او بر او توكّل نموده‌ام و اوست پروردگار عرش كه بزرگ است . « 4 » اى پروردگار من بدرستى كه رسيده است به من رنج و سختى و تو رحم‌كننده‌تر از رحم‌كنندگانى . نيست خدائى مگر تو پاكى تو بدرستى كه هستم از ستم‌كنندگان بر خود . منم خداى دانا « 5 » اينست آن كتاب كامل كه نيست شكى در آن ، راهنماينده است مر پرهيزگاران را كه ايمان آورند بخداى پنهان و بپاى دارند نماز را و از چيزى كه روزى نموده‌ايم ايشان را نفقه مىكنند . خداى هست نيست خدائى مگر او ، بر او توكّل مىنمايم و اوست پروردگار عرش بزرگ . خداى ، « 6 » نيست خدائى مگر او كه هميشه زنده و به خود برپاست « 7 » فرا نمىگيرد او را سستى « 8 » و نه خوابى ، « 9 » از براى اوست آنچه در آسمانهاست و آن چه در زمين است . كيست آن كه درخواست نمايد نزد او

--> ( 1 ) اين آيه در سورهء اعراف است و كلام حضرت شعيب است در مناجات خود با جناب اقدس الهى . و اللَّه يعلم ( 2 ) ناصيه پيش سر است و گرفتن ناصيهء كسى كنايه از تسلّط و غلبهء بر او است و غرض از اين وصف عموم است يعنى از شرّ همهء رونده‌ها زيرا كه خداى تعالى غالب است بر همهء آنها و ناصيهء همهء ايشان را گرفته است . و اللَّه يعلم ( 3 ) اين آيه در سوره مؤمن است . حضرت موسى گويد : زود باشد كه ياد كنيد يعنى در وقت مشاهدهء عذاب يا در قيامت ، راستى آنچه مىگويم به شما تا به آخر . و اللَّه يعلم ( 4 ) اين آيه در سورهء توبه است و خطاب به حضرت پيغمبر است . يعنى اگر كفّار و مشركين اعراض و امتناع نمايند از ايمان آوردن به تو و سرپيچى نمايند از اطاعت كردن به تو ، پس بگو اى محمّد كه كافى است مرا خداى تا به آخر . و اللَّه يعلم ( 5 ) در تفسير ( الم ) معانى بسيار نقل شده كه گنجايش ذكر همه آنها نبود ، لهذا حواله به تفاسير نمود . ( 6 ) يعنى خداى موجود و ثابت است و حقّ است و سزاوار پرستش است . و اللَّه يعلم ( 7 ) و ممكن است كه مراد از قيّوم قايم به امور خلايق باشد . و اللَّه يعلم ( 8 ) « سنة » سستى باشد كه پيش از خواب روى دهد يا مقدّمهء خواب كه آن را به فارسى پينكى گويند و وجه مقدّم داشتن « سنة » بر « نوم » هر چند به حسب ظاهر مناسب تاخير آن است چنان كه سابقا نيز اشاره به آن نموده ، آن است كه در واقع و نفس الامر حيوانات اوّلا سست مىشوند و در آخر ايشان را خواب مىبرد . و اللَّه يعلم ( 9 ) يعنى همه اطاعت و انقياد او مىكنند يا آن كه همه ملك اويند و خداى تعالى همهء آنها را ايجاد نموده و موجدى به غير از خداى ندارند يا آن كه غايت همه اوست ، چنان كه حكما گفته‌اند . و اللَّه يعلم