السيد ابن طاووس ( مترجم : الطبسي )

52

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

مىزنم به سبب تو در نحر دشمنانم ( 1 ) و طلب اعانت مىنمايم از تو بر ايشان و مىطلبم كه كفايت نمائى از ايشان « 1 » پس كفايت كن مرا به آنچه خواهى و به هر نحو كه خواهى و از هر چيز كه خواهى به قدرت تو و توانائى تو ، بدرستى كه تو بر هر چيز قادرى . پس زود باشد كه كفايت كند ترا از ايشان خدا ، و اوست شنواى بسيار دانا . گفت خدا كه زود باشد كه قوى گردانم بازوى ترا به برادر تو و بگردانيم از براى شما حجّتى و معجزه‌اى پس نمىرسند به سوى شما به آيات و علامات ما ، بدرستى كه شما و كسى كه پيروى نمايد شما را غلبه‌كننده‌اند ، مترسيد شما بدرستى كه من با شمايم مىشنوم « 2 » و مىبينم . گفت خدا دور شويد ، و باشيد در جهنّم و سخن مگوئيد با من . فرا گرفتم گوش كسى را كه طلب نمايد مرا به بدى به سبب شنوائى خدا و بينائى خدا و اخذ نمودم توانايى او را « 3 » به قوّت خدا و حبل خدا كه محكم است و به پادشاهى خدا كه واضح است ، پس نيست از براى ايشان بر ما پادشاهى ( 2 ) و نه راهى اگر خواهد خدا و گردانيديم از پيش رويهاى ايشان حاجبى و از عقب سر ايشان مانعى پس پوشانيديم چشمهاى ايشان را پس ايشان نمىبينند . خداوندا قدرت تو بالاى هر صاحب قدرتى است و توانائى تو غالب‌تر از هر توانائى است و پادشاهى تو عظيم‌تر از هر پادشاهى است پس رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد و باش تو فريادرس و پناه من « 4 » نزد اعتقاد من در چيزى كه نيافته‌ام در آن فريادرس سواى تو و نه پناهى غير از تو . پس بدرستى كه من مىدانم آن كه عدالت تو « 5 » وسيعتر است از ستم متكبّرين و آن كه عدل تو از عقب ستم ستم‌كننده‌هاست ، رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد همگى و پناه ده مرا از شرّ ايشان اى رحم‌كننده‌تر از رحم‌كننده‌ها . پناه مىدهم نفس خود را و دين خود را و اهلم را و مالم را و فرزندم را و كسى را كه برسد به او قصد من « 6 » و همهء نعمتهاى خداى را كه در نزد من است به ابتدا به اسم خدا كه فروتنى و پستى نموده از براى او گردنها و به اسم خداى كه ترسيده است

--> ( 1 ) يا آن كه مىطلبم كه مكافات نمائى و جزا دهى تو ايشان را . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى مىشنوم و ميدانم كه چه مىگويند و مىبينم كه چه كار مىكنند و موافق آن ايشان را جزا مىدهم و شما را از شر ايشان محافظت مىنمايم . ( 3 ) قوّته منصوب است كه عطف باشد بر سمع ، يعنى اخذ نمودم قوّت او را چنانچه ترجمه به آن شد . و اللَّه يعلم ( 4 ) خبر كن مقدّر است ، يعنى در وقتى كه پناهى و فريادرسى به غير از تو نباشد . پس تو باش فريادرس و پناه از براى من . ( 5 ) يعنى عدل و حكم تو كه مقتضى ثواب و جزا دادن من و عقاب و مكافات نمودن مر ظالم است . وسيعتر است از ظلم متكبّرين در مقدار ، زيرا كه مكافات تو در دنيا و عقبى است و ظلم ظالم مخصوص در دنيا است و يا آن كه وسيعتر است به حسب زمان ، چه مكافات جناب اقدس الهى غير متناهى است و آخرى ندارد و ظلم ظالم متناهى و منقطع مىگردد و يا آن كه وسيع‌تر است به حسب كيفيّت ، چه عذاب و عقاب الهى سخت‌تر و شديدتر است از ظلم ظالم . و اللَّه يعلم ( 6 ) يعنى كسى را كه خاطر من متعلّق به او باشد ، يعنى از عيال و خويشان من باشد يا آن كه من او را دوست دارم و او نيز مرا دوست دارد . و اللَّه يعلم