السيد ابن طاووس ( مترجم : الطبسي )
53
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
( 1 ) از او سينهها و خوف نموده است از او نفسها و به آن اسم كه بر طرف نموده است از داود غم او را ، و به آن اسم كه گفته است به آتش باش سرد و سلامت بر ابراهيم و اراده نموده بودند كفّار به او مكرى را پس گردانيديم ايشان را زيانكارتران « 1 » و پناه مىدهم به ارادهء جزم خدا كه شمرده نمىشود و به توانائى خدا كه رسيده است بر همهء مخلوقات او از شرّ فلان شخص و از شرّ چيزى كه خلق نموده او را خدا و از شرّ مكر ايشان و حيلهء ايشان و قدرت ايشان و توانائى ايشان و سوارهاى ايشان [ حيلههاى ايشان ] و پيادههاى ايشان بدرستى كه تو بر هر چيزى بسيار توانائى . خداوندا به تو مدد مىجويم و به تو طلب فريادرس مىنمايم و بر تو اعتماد مىنمايم و تو پروردگار عرش بزرگى . خداوندا رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد و رهائى ده مرا از هر بليهاى كه فرود آمده در اين روز و در اين شب و در هر شبها و روزها ( 2 ) از آسمان به سوى زمين بدرستى كه تو بر هر چيز بسيار قادرى و بگردان از براى من بهرهاى در هر نيكوئى كه فرود آمده در اين روز و در اين شب و در همهء شبها و روزها از آسمان به سوى زمين بدرستى كه تو بر هر چيز بسيار قادرى . بار خدايا به تو طلب يارى مىنمايم و به تو طلب ظفر مىكنم « 2 » و به سبب محمّد و آل او رحمت خدا باد بر او و بر آل او ، به سوى تو رو مىآورم « 3 » و به كتاب تو متوسّل مىشوم آن كه مهربانى نمائى از براى من به مهربانى تو كه پنهان است « 4 » بدرستى كه تو بر هر چيز قادرى ، جبرئيل از طرف راست من است و ميكائيل از جانب چپ من و اسرافيل پيش روى من و كلمهاى نيست انتقالى و نه توانائى مگر به خدا كه بلند و بزرگ است از عقب من و در نزد من است . نيست خدائى مگر تو منزّهى تو بدرستى كه هستم از ظلمكنندگان بر خود و رحمت خدا باد بر محمّد و آل او كه پاكند و درود خدا بسيار باد بر ايشان .
--> ( 1 ) سابقا اشاره نموده به آن كه نمرود و تبعهء او را جماعت زيانكارتران ناميدهاند نسبت به ساير كافران و زيانكاران از جهت آن كه آتشى را كه برانگيخته بودند جهت دفع و سوختن حضرت ابراهيم عليه السلام همان بعينها معجزه و دليلى گرديد به رجعيّت و نبوّت ابراهيم عليه السلام و اين كمال خسران و رسوايى جماعت است كه زيادتر است از خسران باقى كفّار . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى از خدا طلب مىنمايم كه ظفر يابم بر دشمنان يا بر مطلبها و حاجات خود . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى رو مىآورم به جانب خداى تعالى در حالى كه متوسّلم به محمّد و آل او صلّى اللَّه عليه و آله و ايشان را وسيلهء خود مىگردانم . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى لطف تو كه پنهان است در همهء اشيا يا آن كه نهان است عدد آن . چه لطف الهى نسبت به هر شخص غير متناهى است و احصا و دانستن عدد آن ممكن نيست .