السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
399
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
ومنشأ كاربرد آن در كلمات فقها رواياتى با همين مضمون است ؛ از جمله : « كلّ ما غَلَبَ اللَّهُ عَليهِ فَهُوَ أوْلى بالعُذرِ ؛ 2 هر آنچه را كه خداوند ، بنده را در آن بي اختيار كرده باشد ، پس أو به پذيرش عذر از بنده سزاوارتر است » . فعل « غَلَبَ » يا ثلاثي مزيد واز باب تفعيل ( غَلَّبَ ) است ويا ثلاثي مجرد با حذف صلهء موصول ( ماغلبَ اللَّه به عليه ) . 3 در برخى از اين روايات ، به قاعده بودن آن نيز با اين تعبير اشاره شده است : « اين بابى از علم است كه از آن هزار باب علم گشوده مىشود » . 4 مفاد قاعده : هرچيزى كه خداوند مكلّف را در آن بي اختيار كند ، مانند بيهوشى ، خواب وبيمارى ، خداوند به پذيرش عذر بنده سزاوارتر است . بنابر اين ، فردى كه در وقت نماز يا روزه ماه رمضان بيهوش است ، مكلّف به خواندن نماز وگرفتن روزه نيست . قضاى آن نيز بر أو واجب نمىباشد ، مگر آنچه كه به دليل خاص استثنا شده است . همچنين فردى كه به جهت بيمارى يا پيرى ، توان ايستادن در نماز را ندارد ، ايستاده خواندن نماز از أو برداشته شده است . 5 بدون شك ، قاعدهء ياد شده عذرهاى غير اختياري را شامل مىشود ، مگر آنچه كه به دليل خاص استثنا شده باشد ، مانند خواب ، كه كسى كه بر اثر خوابيدن ، نمازش فوت شده ، قضاى آن بر أو واجب است ، 6 ليكن آيا عذرهايى را كه أسباب آن به اختيار مكلّف ايجاد مىشود ، مانند مستى با خوردن شراب نيز شامل مىشود يا نه ؟ برخى تصريح به عدم شمول كردهاند . 7 موارد تطبيق : مقتضاى اين قاعده در عبادات ، عدم وجوب تدارك وقضاى عبادت فوت شده است . 8 به قاعدهء ماغلب اللَّه عليه در أبواب مختلف فقه استناد شده است كه به نمونههايى از آن اشاره مىشود . طهارت : مكلف بايد خود وضو بگيرد ووضو دادن أو صحيح وجايز نيست ؛ اما در صورت اضطرار صحيح مىباشد . بر صحّت آن به ادلهاى از جمله اين قاعده استناد شده است . 9