السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

296

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

پس از شيخ طوسي ، ابن إدريس حلّى ( م 598 ه . ق ) در كتاب « السرائر » ، محقق حلّى ( م 676 ه . ق ) در « شرائع الاسلام » وعلامه حلّى « م 726 ه . ق ) در دو كتاب « قواعد الأحكام » و « تذكرة الفقهاء » وديگران در أبواب مختلف به قاعدهء غرور يا مضمون آن استناد كرده‌اند . 2 برخى فقهاى پيشين ونيز معاصران از اين قاعده در كتب قواعد فقهى بحث كرده‌اند . مفاد قاعده : غرور همچون اتلاف وتسبيب از أسباب ضمان است . 3 غرور در لغت به نيرنگ وخدعه تعريف شده است . 4 اين واژه وواژه هاى « تدليس » و « خدعه » معنايى نزديك به هم دارند . شرط تحقق عنوان غرور جهل مغرور به واقع است ؛ ليكن آيا افزون بر آن ، علم غارّ به واقع هم شرط است يا جاهل بودن مغرور به واقع در تحقق عنوان غرور كفايت مىكند ؛ خواه غارّ عالم به واقع باشد يا جاهل ؟ بدون شك ، در صورت علم غارّ وجهل مغرور ، غرور تحقق مىيابد ؛ چنان كه در صورت علم مغرور وجهل غارّ به واقع ويا آگاهى هر دو از واقع ، غرور تحقق نمىيابد ؛ اما در تحقق غرور با جهل هر دو ، اختلاف است . 5 برخى گفته‌اند : در صدق عناوين افعال ، عمد وقصد شرط نيست ؛ از اين رو ، بر كسى كه از روى غفلت مىايستد يا مىنشيند ، عنوان ايستاده يا نشسته صادق است ، هرچند قصدي وجود نداشته باشد . 6 بعضي گفته‌اند : هرچند عنوان غرور با جهل غارّ صادق نيست ، اما قاعده به لحاظ ملاك ، شامل اين فرض نيز مىشود ؛ 7 ليكن برخى عنوان غرور را در فرض ياد شده صادق ندانسته واين صورت را از شمول قاعده خارج دانسته‌اند . 8 مقصود از كلمهء رجوع در عبارت ( يَرجِعُ إلى مَن غَرَّهُ ) آن است كه فريب دهنده ضامن است وفريب خورده براي جبران خسارت وزيان وارده به أو رجوع مىكند وچنانچه مغرور به سبب غرور ، به ديگرى خسارت وارد كند ، مىتواند پس از پرداخت خسارت به أو ، به غارّ رجوع كند وخسارت پرداختى را از أو بگيرد . 9