السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

195

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

گذشته خويش است . 2 مفاد قاعده : جبّ در لغت در معناى قطع وبريدن به كار رفته است . چنان كه گذشت ، رويكرد قاعده ، امتنان واحسان وتشويق وترغيب كافران به پذيرش اسلام است ؛ از اين رو ، به طور اجمال هر فعل يا گفتار ويا اعتقادي كه در اسلام ، ضرر يا عقوبتي بر آن مترتب مىگردد ، آن زيان وكيفر از مسلمانى كه در حال كفر مرتكب آنها شده ، برداشته شده است . بنابر اين ، اسلام رابطه ميان كافر وآن اعمال را قطع مىكند ؛ به گونه‌اى كه گويى اين اعمال از أو صادر نشده است . تفصيل موارد جبّ در أبواب مختلف فقه به شرح زير است . الف . حقوق اللَّه . حقوق اللَّه يا در قلمرو حدود وتعزيرات است ويا در قلمرو عبادات . گناهانى كه موجب حد يا تعزير است ، پس از اسلام آوردنِ مرتكب شونده آنها حدّ يا تعزير بر أو جارى نمىشود ، مانند ارتكاب زنا يا لواط ويا آميزش با همسر در حال حيض كه دو بزه نخست موجب حد ( - - ) حدود ) وسوم موجب تعزير است ( - - ) تعزير ) . عبادتهايى كه ترك آنها موجب قضا ويا افزون بر آن ، موجب كفّاره مىشود ، از قبيل نماز ، روزه وحج ، بر كافرى كه مسلمان شده ، نه قضاى آن واجب است ونه كفّارهء آن بر عهدهء أو خواهد بود . ب . حقوق مشترك ميان خدا وبندگان ، مانند زكات وخمس . به تصريح جمعى اين قسم نيز مشمول قاعدهء جبّ واز كافر ساقط است . ج . حقوق الناس ، از قبيل ديون ، ضمان مال غصبى ومال تلف كرده . اين نوع حقوق دو گونه است : حقوقى كه آثار مترتب بر آن به حكم عقل وعقلا است وحقوقى كه آثار آن به حكم شرع مىباشد . گونهء نخست ، مانند مثالهاى ياد شده ، پس از پذيرش اسلام نيز بر ذمّهء كافر باقي است وساقط نمىشود ؛ زيرا آثار اين گونه حقوق از ناحيهء اسلام مترتب نشده است تا با اسلام آوردن ساقط گردد . بنابر اين ، كافر پس از مسلمان شدن نيز بايد بدهيهاى در حال كفر خود را ادا كند ؛ چنان كه بايد خسارت تلف كردن مال ديگرى ويا غصب مال أو را بپردازد .