السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
91
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
صَفو الغنيمة - - ) صفايا صَفو المال - - ) صفايا صفيف صَفيف : مقابل دفيف . صفيف عبارت است از حالت بال نزدن پرنده و صاف نگهداشتن بالها هنگام پرواز . حالت مقابل آن دفيف ( - - ) دفيف ) قرار دارد . از آن در باب اطعمه و اشربه سخن گفتهاند . پرندگانى چون عقاب ، باز و شاهين كه هنگام پرواز صفيفشان بيشتر از دفيفشان است حرام گوشت و عكس آن حلال گوشت به شمار مىروند و بنابر قول منسوب به مشهور ، پرندگانى كه دو حالت دفيف و صفيفشان يكسان است نيز حلال گوشت مىباشند . 1 ( - - ) پرنده ) صَقْر - - ) چرغ صلات - - ) نماز صلاح صَلاح : ضد فساد . صلاح در لغت به معناى صواب و درستى و خير آمده است . بيشترين كاربرد آن در كارها ، كارهاى درست ، پسنديده و نيك است 1 ( - - ) عمل صالح ) . چنان كه در حوزهء رأى و نظر در معناى صواب ديد نيز به كار مىرود ( - - ) مصلحت ) . صلاح در ذات نيز در معناى شايستگى و اهليت كاربرد دارد ( - - ) اهليت ) . صلاح در ميوه به معناى رسيدن و شيرين شدن است . مقصود از به دو صلاح كه در كلمات فقها به كار رفته است ، رسيدن ميوه به مرحله مصونيت از آفت است كه بر حسب نوع ميوهها متفاوت مىباشد ( - - ) بدوّ صلاح ) . صلاحيت - - ) اهليت
--> ( 1 ) . جواهر الكلام 36 / 304 - 306 ؛ مهذب الاحكام 23 / 133 - 135 ؛ توضيح المسائل مراجع 2 / 594 . ( 1 ) . المفردات ( راغب ) ، لسان العرب ، و المصباح المنير ، واژهء « صلح » .