السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

667

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

جابه جايى به محل مناسبت‌تر براى جنگيدن ( - - ) تحرُّف ) يا پيوستن به ديگر هم رزمان براى تقويت آنان و يا هدفى ديگر ( - - ) تحيُّز ) ، كه در هر دو صورت جايز است . 4 چنانچه كشته شدن به دست دشمن ظن غالب رزمنده باشد ، آيا فرار در اين صورت نيز حرام مىباشد يا نه ؟ اختلاف است . قول نخست به اكثر فقها نسبت داده شده است . 5 فرار از ميدان جنگ با باغيان ( - - ) باغى ) نيز حرام و از گناهان كبيره است . 6 مستحب : در صورت افزون بودن سپاه كفر از دو برابر سپاه اسلام مقاومت واجب نيست و با ظن نيروهاى خودى به شكست از دشمن و كشته شدن ، به قول برخى ، عقب نشينى و فرار مستحب است . 7 مكروه : فرار از مسجدى كه اهل آن دچار طاعون شده‌اند كراهت دارد . 8 مباح : فرار براى كسانى كه جهاد بر آنان واجب نيست ، مانند زنان ، جايز است ؛ 9 ليكن از برخى قدما ، نسبت به حاضران در عرصهء نبرد ، قول به حرمت فرار نقل شده است ؛ هرچند حضور بر ايشان واجب نباشد . 10 به قول برخى ، در صورت حمله دو نفر از دشمن به يك رزمنده ، فرار براى او جايز است . 11 آثار : در برخى موارد بر فرار آثارى مترتب مىشود : چنانچه گواهان پس از شهادت فرار كنند ، حدّ ثابت به شهادت آنان اجرا نمىشود 12 ( - - ) اقامهء حدود ) . در حدّ رجم زناكار ، اگر وى هنگام اجراى حدّ فرار كند ، در فرضى كه منشأ ثبوت حدّ اقرار وى باشد ، به قول مشهور برگردانده نمىشود . 13 ساير احكام : قاتلى كه پس از كشتن كسى از روى عمد ، فرار كرده و كسى به او دست نيافته تا آنكه مرده است ، به قول مشهور ، در صورت داشتن مال ، ديه از مال او پرداخت مىشود . در غير اين صورت ، از خويشان او به ترتيب اولويت در ارث بردن ، گرفته مىشود و با فقد خويشان ، امام از بيت المال مىپردازد . 14