السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
630
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
مراد از ردّ غيبت ، بازداشتن غيبت كننده از غيبت نيست ؛ بلكه كمك به مؤمن غيبت شونده و دفع آن عيب از او است ، مانند اينكه در عيب دنيوى بگويد : آنچه گفتى عيب نيست . عيب آن است كه خداوند آن را عيب شمرده است . 9 به تصريح برخى ، غيبت كودك مميّز كه از شنيدن غيبت خود ناراحت مىشود نيز حرام است . 10 برخى گفتهاند : ظاهر آن است كه غيبت از حقوق اللَّه است ؛ هرچند متعلّق آن مردماند ؛ از اين رو ، توبه از آن كفايت مىكند و نيازى به درخواست بخشش و گذشت از غيبت شونده نيست . 11 در مقابل ، برخى ، حلاليت طلبيدن را در صورت رسيدن غيبت به گوش غيبت شونده ، واجب دانستهاند و در غير اين صورت ، تنها براى او دعا و طلب آمرزش مىكند . 12 برخى ديگر گفتهاند : در صورت امكان ، مقتضاى احتياط مطلقا طلب بخشش و گذشت از غيبت شونده است ؛ در غير اين صورت ، تنها توبه و استغفار كفايت مىكند 13 ( - - ) حق غيبت ) . موارد استثنا : از حكم حرمت غيبت مواردى استثنا و حكم به جواز آن شده است . ضابطهء كلّى در جواز غيبت ، وجود مصلحتى برتر و مهمتر از مفسدهء هتك حرمت مؤمن است . در ذيل به نمونههايى از موارد استثنا شده اشاره مىشود . 1 . فاسق : مراد كسى است كه آشكارا مرتكب اعمال خلاف شرع مىشود . چنين كسى با ارتكاب علنى گناه حرمت خود را شكسته و غيبت او روا شمرده شده است ؛ ليكن در اينكه غيبت كردن او ، تنها در گناهى كه آشكارا مرتكب مىشود جايز است يا نسبت به ديگر گناهانى كه تظاهر به آنها نمىكند نيز جايز مىباشد ، اختلاف است . 14 برخى نسبت به گناهانى كه آشكارا مرتكب نمىشود گفتهاند : چنانچه قبح چنين گناهى كمتر از گناهى باشد كه آشكارا مرتكب مىشود ، غيبت كردن او نسبت به آن گناه نيز جايز خواهد بود . 15 2 . دادخواهى : غيبت ستمگر در مقام دادخواهى توسط ستمديده جايز است ؛ هر چند ستمگر پنهانى مرتكب ستم شده باشد .