السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
631
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
آيا جواز غيبت در اين مورد ، اختصاص دارد به اينكه غيبت نزد كسى باشد كه اميد رفع ستم از او مىرود ، يا مطلق است ؟ مسئله اختلافى است . 16 3 . مقام نصيحت و خيرخواهى : فردى كه براى مشورت در امرى نزد كسى رفته ، خيرخواهى او بر مشورت دهنده واجب است و در صورتى كه خير و صلاح مشورت كننده متوقف بر غيبت طرف مشورت از كسى باشد ، غيبت جايز خواهد بود . به عنوان نمونه ، اگر مردى در امر ازدواج با زنى با كسى مشورت كند و مشورت دهنده بداند آن زن اخلاق فاسدى دارد و چنانچه مشورت كننده با او ازدواج كند ، زندگىاش تباه مىشود ، بر مشورت دهنده جايز است در حدّ لازم فسادهاى اخلاقى زن را براى مشورت كننده بازگو كند . 17 4 . مقام استفتا : هرگاه استفتا متوقف بر نام بردن ظالم باشد ، غيبت او جايز خواهد بود ، مانند اينكه بپرسد فلانى حق مرا خورده است ، راه نجات من و دستيابى به حقم چيست ؟ در غير اين صورت جايز نيست . 18 5 . مقام نهى از منكر : در مواردى كه نهى از منكر منوط به غيبت است ، غيبت كردن به قصد بازداشتن از منكر جايز خواهد بود . 19 6 . در مبارزه با بدعت گذار و فتنهگر : غيبت كردن از فتنه گران و بدعت گذاران در دين جايز ، بلكه به قصد بر حذر داشتن مردم از نزديك شدن به آنان واجب است 20 ( - - ) بدعت ) . 7 . براى دفع ضرر از غيبت شونده : چنانچه بد گويى از كسى موجب دفع ضرر و خطر از او گردد ، بدگويى جايز است . 21 8 . عيب نمايان و آشكار : آنجا كه عيب كسى براى او حالت وصف غالبى پيدا كرده كه بدان شناخته مىشود و بدون ذكر آن شناخته نمىشود ، مانند ويژگى لنگ ، يك چشم و احول ( دو بين ) ، ذكر چنين عيبى بدون قصد نكوهش جايز است . البته اين استثنا بنابر شمول غيبت نسبت به اين نوع عيب گويى است و گرنه در صورت عدم شمول موضوعاً از غيبت خارج است . 22