السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

436

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

« خداوند براى مردم دو حجت قرار داده است : يكى حجت ظاهرى و ديگرى حجت باطنى . حجت ظاهرى پيامبران و امامان عليهم السّلام‌اند ؛ اما حجت باطنى عقل است . 12 آن حضرت در حديثى ديگر ، عقل را به عنوان حجتى كه با آن ، راستگو از دروغگو بر خدا تشخيص داده مىشود ، معرفى كرده است . 13 امام صادق عليه السّلام نيز مىفرمايد : حجت خدا بر بندگان ، پيامبر و حجّت ميان بندگان و خدا عقل است . 14 خداوند نيز در قرآن كريم ، در آيات متعدد از خردمندان تعريف و ستايش كرده و آنان را بزرگ داشته است . 15 شكى نيست كه عقل در شناخت اصول دين ، جايگاهى ممتاز دارد و براى صاحبش حجّت است ، چنان كه در بعد فقهى بدان اشاره شد . بحث مهم مطرح در اصول فقه ، حجيت عقل در استنباط فروع ( احكام شرعى ) مىباشد ؛ بدين معنا كه آيا عقل مىتواند در كنار كتاب و سنّت منبعى از منابع استنباط به شمار رود يا اين توانايى و جايگاه را ندارد ؟ معروف و مشهور ميان اصوليان آن است كه منابع استنباط چهار تا است : كتاب ، سنّت ، اجماع و عقل كه از آنها به « ادلهء اربعه » تعبير مىكنند . در مقابل ، اخباريان ( - - ) اخبارى ) عقل را منبع و مرجعى مستقل در رديف كتاب و سنّت نديده‌اند . مراد اصوليان پيشين از طرح دليل عقلى به عنوان يكى از ادلهء چهار گانه روشن نيست ، حتى بسيارى از آنان يا آن را از ادله به شمار نياورده‌اند ، يا آن را تفسير نكرده و يا به چيزى تفسير كرده‌اند كه در كنار كتاب و سنت صلاحيت دليلى مستقل بودن را ندارد . 16 شيخ مفيد ( م 413 ه . ق ) ادلهء احكام را سه چيز مىشمارد : كتاب ، سنّت پيامبرصلّى اللَّه عليه و آله و سخنان امامان معصوم عليهم السّلام . سپس راه رسيدن به اين ادله را سه چيز مىداند كه نخستين آن عقل است و مىگويد : عقل راهى براى شناخت حجّيت قرآن و دلائل روايات است . 17