السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

362

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

عذر عُذر : دليل رافع ملامت . عذر در لغت عبارت است از دليلى كه ملامت و سرزنش ناشى از ارتكاب كارى ناپسند يا ترك كارى پسنديده را از انسان برمىدارد و فرد به سبب آن دليل بر ترك يا ارتكاب آن عمل سرزنش نمىشود . 1 معناى عذر در فقه نيز قريب به معناى لغوى آن است و بر چيزى اطلاق مىشود كه عقاب و كيفر را از كسى كه تكليف شرعى را ترك كرده بر مىدارد و نيز موجب برداشته شدن برخى آثار ديگر كه بر ترك آن نسبت به غير معذور مترتب است ، مىشود ، مانند حيض ، بيمارى و خوف . از احكام مرتبط با آن در بسيارى از بابها ، همچون طهارت ، صلات ، صوم ، حج ، جهاد ، نكاح و ديات سخن گفته‌اند . آثار : آثار عذر بر حسب نوع عذر متفاوت است . در ذيل به نمونه‌هايى از انواع عذر و نيز آثار و احكام آن اشاره مىشود . ديوانگى ، خواب ، بيهوشى و نابالغى : ديوانگى و نابالغى مانع توجه تكليف به فرد مىشود و در نتيجه ديوانه و نابالغ ، مكلّف به هيچ تكليفى نيستند و تكليف از آنان برداشته شده است ؛ چنان كه به خوابيده و بيهوش نيز تكليفى متوجه نيست . بنابر اين ، ديوانگى ، خردسالى ، خواب و بيهوشى عذرهايىاند كه تكليف را برمىدارند . ( - - ) ديوانگى ) ( - - ) بلوغ ) ( - - ) بيهوشى ) ( - - ) خواب ) حيض و نفاس : عارض شدن حيض يا نفاس ( - - ) نفاس ) بر زن ، موجب رفع تكليف از او نسبت به عبادات مشروط به طهارت است ، مانند نماز و روزه . اين رفع ، گاهى هم نسبت به ادا است و هم نسبت به قضا ، مانند نماز كه ادا و قضاى آن بر حايض و نفسا واجب نيست و گاه تنهاى اداى آن را برمىدارد و قضاى آن بايد به جا آورده شود ، مانند روزه ماه رمضان كه پس از رفع عذر بايد قضاى آن را به جا آورد ( - - ) حيض ) .

--> ( 4 ) . الحدائق الناضرة 2 / 229 * ( 5 ) . حاشية شرائع الاسلام / 31 ؛ مسالك الافهام 1 / 37 * ( 6 ) . جواهر الكلام 2 / 145 * ( 7 ) . وسائل الشيعة 24 / 310 - 311 .