محمد دشتى
84
فرهنگ واژه هاى معادل نهج البلاغه (فارسى)
2 - سوابق درخشان و بىمانند امام عليه السّلام ققمت بالأمر حين فشلوا ، و تطلّعت حين تقبّعوا و نطقت حين تعتعوا و مضيت بنور اللَّه حين وقفوا . . . لم يكن لأحد فىّ مهمز و لا لقائل فىّ مفمز خ 37 / 1 و 2 ( آنگاه كه همه از ترس نشستند من قيام كردم و آن لحظه كه همه از ترس خود را پنهان كردند من آشكار شدم من به نور الهى رفتم ، آنگاه ديگران متوقّف . . . شدند هيچكس نمىتوانست عيبى از من بگيرد ، و هيچ سخن چينى جاى طعن در من نيافت ) 3 - پيشرو بودن امام در همه فضائل ققمت بالأمر حين فشلوا ، و تطلّعت حين تقبّعوا و نطقت حين تعتعوا و مضيت بنور اللَّه حين وقفوا خ 37 / 1 و 2 ( آنگاه كه همه از ترس نشستند من قيام كردم و آن لحظه كه همه از ترس خود را پنهان كردند من آشكار شدم من به نور الهى رفتم ، آنگاه ديگران متوقّف شدند ) 4 - امام اول كسى كه به خدا و رسول خدا ايمان آورد رضينا عن اللَّه قضاءه . . . أترانى أكذب على رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم و اللَّه لأنا اوّل من صدّقه خ 37 / 4 ( ما راضى به رضاى الهى هستيم ، آيا مرا مىپنداريد به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله دروغى روا دارم ؟ به خدا سوگند ! من اوّل كسى بودم كه او را تصديق كردم ) 5 - تسليم و رضاء در برابر خدا رضينا عن اللَّه قضاءه و سلّمنا للّه أمره خ 37 / 3 و 4 ( ما به خواستههاى الهى خشنوديم و برابر دستورات خدا تسليم مىباشيم ) دوّم - سياسى 1 - اعلان اصول سياست اجتماعى ، توحيدى