محمد دشتى

12

فرهنگ واژه هاى معادل نهج البلاغه (فارسى)

آيهء شريفهء مباهله حتى با نفس مقدس حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اتّحادى داشته است . نتيجهء ديگرى كه از بيان دو حقيقت فوق بدست مىآيد ، ابديّت سخنان امير المؤمنين عليه السّلام است كه بيان كنندهء رسالات انبياء و حقائق قرآن مجيد است . با نظر به اين دو نتيجه كه صاحبنظران بزرگ اسلامى ، حتى بنا به گفتهء ابن ابى الحديد ، متفكران غير اسلامى نيز در طول قرون و اعصار خود را بىنياز از درك و فهم سخنان آن بزرگ پيشتاز قافلهء معارف و حكمت و عرفان الهى نديده ، از آن سخنان براى همهء ابعاد حيات مادى و معنوى بشر بهره بردارىها نموده‌اند ، لذا همان گونه كه مىدانيم كتاب نهج البلاغه كه عالم بزرگوار و سيد شريف و عظيم مرحوم سيد رضى ( ره ) مقدارى فراوان از سخنان على عليه السّلام را در آن جمع كرده است . همواره مطمح نظر و مورد توجه و تحقيق و تأمل كاروانيان علم و معرفت بوده است . در دوران معاصر ما كارهاى مفيدى پيرامون ابعادى از نهج البلاغه صورت گرفته است كه بايد گفت : همهء آنها مفيد و گامهايى ثمر بخش در آشنا ساختن جامعه ، مخصوصا انديشمندان و صاحبنظران با سخنان امير المؤمنين عليه السّلام كه فوق كلام مخلوق و تحت كلام خالق ( جلّ و اعلى ) است ، برداشته شده است . « 1 » از جملهء اين كارها ، تلاش و كوشش بليغ و بسيار ارزنده‌ايست كه محقق ارجمند و دانشمند محترم آقاى محمد دشتى پيرامون ابعاد متنوّع اين كتاب بزرگ انجام داده است . شكى نيست . در اين كه آشنايى با نهج البلاغه براى تحصيل معارف حقيقى الهى و عمل به آن بدون شناخت آن ابعاد متنوع يا امكان پذير نيست و يا نتيجه‌اى جز اطلاعى ناقص و محدود نخواهد داشت . اين كار بزرگ بقدرى ارزنده و مورد نياز جامعهء ماست كه مىتوان گفت : يكى از كارهاى كم نظير حوزهء مباركهء قم در مقولهء خود مىباشد كه مخصوصا دانشجويان دانشكده‌ها و طلاب حوزه‌هاى علميّه را به يك حركت علمى و عملى بسيار پر معنى وادار مىكند . مىتوان گفت : ارزش اين گونه تلاشهاى سازنده موقعى به خوبى روشن مىگردد كه نونهالان باغ علم و معرفت ، نخست با يك بينايى و صفاى فطرى از آراء و نظرات و عقائد ديگر متفكران جوامع بشرى ما در بارهء معارف انسانى در دو قلمرو « انسان آن چنان كه هست » و « انسان آن چنان كه بايد » نيز اطلاعات لازم بدست بياورند

--> ( 1 ) اين حقيقت را بايد در نظر داشت و با هر كسى كه مىخواهد در بارهء انسان و انسانيت نظرى ابراز كند ، در ميان گذاشت كه براى شناخت واقعيات صحيح در دو موضوع مزبور ( اسنان و انسانيت ) لازم است سراغ انسانى را گرفت كه فوق انسان ، و بندهء حقيقى خالق انسانها و مجذوب كامل او باشد و سخنانش فوق سخنان انسانها و زير سخنان خدا و جلوه‌هايى از آنها باشد .