ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
58
لمعات الهيه (فارسى)
و افراد اضافيهء آن ، باينكه ، هرگاه وجود در خارج موجود باشد لازم مىآيد دور يا تسلسل ، لازم باطلست چنان كه در لمعات سابقه مبين گرديد ، پس ملزوم نيز باطلست . بيان ملازمه آنست كه موجود چيزيست كه ثابت باشد از براى آن ، وجود ، پس لا محاله وجود شىء زائد مىباشد بر آن شىء ، پس « 1 » هرگاه وجود موجود باشد وجود آن نيز زائد مىباشد وجود دوم نيز بر اين تقدير موجود است وجود آن نيز زايد خواهد بود اگر الى غير النهايه برود تسلسل ثابت ، و الا دور لازمست . تحقيق در جواب اين استدلال موقوفست بر تمهيد مقدمه ، و آن مقدمه اينست كه مقتضاى تحقيق آنست كه در معانى مشتقات ذاتى و مبدئى زايد بر آن ذات معتبر نيست بلكه معانى مشتقات معانى بسيطه مىباشند ، و در آنها اصلا تركيبى معتبر نيست ، و اينكه ملاحظه مىشود كه در بعضى از مواضع ذاتى و مبدئى زايد است باعتبار خصوصيات موارد است نه اينست كه در صدق مشتق بر شىء لا محاله بايد مبدء زايد باشد ، مثلا در صدق اسود بر جسم ، سواد زايد است بر جسم ، اين زيادتى باعتبار خصوصيت ماده جسم است نه اينست كه اسود صدق نمىكند مگر در صورتى كه ذاتى و سوادى باشد ، و همچنين در صدق موجود بر انسان مثلا وجود زايد است بر ذات انسان و اين زيادتى نيز باعتبار خصوصيت مادهء انسانست نه اينست كه در صدق موجود بر شىء لا محاله معتبر است كه ذاتى و وجودى باشد ، بلكه موجود معنى بسيطى است كه تعبير از آن در لغت فارسيان بلفظ - هست - است و همچنين معنى اسود سياه و معنى ابيض سفيد و معنى احمر سرخ و معنى اصفر زرد است . نمىبينى كه اصلا در اين تعبيرات تركيبى نيست و فهميده نمىشود از آنها مگر معنى بسيط و بذهن نمىآيد از آنها مگر مفهوم فارد از اينجا است كه : محقق دوانى و سيد صدر الدين الشيرازى گفتهاند كه فرق در ميانه عرض و عرضى باعتبار است . بيانش آنست كه موجود مثلا عبارتست از داراى وجود خواه زايد باشد و يا زايد نباشد ، و همچنانكه در صورت اول دارائى صادقست در صورت دوم نيز صادقست بلكه در صورت دوم اتم و اقوى است زيرا كه دارائى شىء مر نفس خود را بضرورت و امتناع انفكاكست حتى بحسب تصور و تعقل و باعتبار تدبر
--> ( 1 ) - اختلاف اعراض با عرضيات .