ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
57
لمعات الهيه (فارسى)
منحصر باشد به آن امر انتزاعى اعتبارى آن نيز در حكم ماهيت خواهد بود ، زيرا كه منتزع در حكم منتزع منه است ، ضم كلى به كلى و يا ضم چيزىكه نه جزئى است و نه كلى بچيزيكه آن نيز نه كلى است و نه جزئى ، افادهء جزئيت و شخصيت نمىكند ، و اينمعنى از بديهيات و ضروريات است ، و در نزد ارباب شعور مقام تأمل و مجال توقف نيست . پس هرگاه از براى وجود حقايق عينيه نباشد كه در حد انفس خود متحقق و متشخص باشند ، لازم مىآيد كه جزئى حقيقى و شخص خارجى ثابت نباشد ، و اين معنى بديهى الاستحاله و ظاهر الامتناع و مصادم مشاهده و عيانست ، پس بايد از براى وجود حقايق خارجيه باشد ، كه با نفس خود و به خودى خود متشخص باشند ، به اين معنى كه حيثيت ذوات آنها حيثيت امتناع صدق بر كثيرين باشد ، و الا دور يا تسلسل لازم است ، بطلان هردو سابقا محقق گرديد . تفريع " عرشى " و تنبيه " الهى " [ اشاره بوحدت وجود و تشخص ] از اينجا ظاهر و منكشف گرديد كه تشخص عين وجود است بحسب ذات و هويت ، و غير وجود است بحسب معنى و مفهوم ، چنان كه مذهب و معتقد معلم ثانى ابو نصر فارابى و جمع كثير از محققين است براهين عقليه ساطعه بر اين دعوى بسيار است و در كتب صدر حكما و محققين « قدس سره » خصوصا كتاب مشاعر كه جامعتر است ، براهين اين اصل شريف را نسبت بكتب ديگر آن محقق ، علاوه بر اين ، براهين ديگر نيز بر اين دعوى قايمست چون مأمور باختصارم به اين دو برهان اختصار نمودم و باتم تقريرات بيان نمودم و باكمل وجوه تحرير نمودم و از براى صاحب بصيرت كافى و وافى است « و من لم يجعل اللّه له نورا فما له من نور » . دليل " اشراقى " و جواب " عرشى " [ اشاره به كلام شيخ شهيد در اعتباريت وجود ] شيخ اشراق شهاب الدين السهروردى « قدس سره » استدلال كرده است بر اينكه وجود امر اعتباريست و در خارج موجود نيست و منحصر است به آن امر عام مصدرى