ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)
26
لمعات الهيه (فارسى)
كلام مأخوذ است از كلام فيلسوف اعظم ارسطاطاليس در كتاب اثولوجيا كه به زبان يونانى معنى او معرفت ربوبيت است و آن كلام اين است : اول البغية آخر الدرك و اول الدرك آخر البغية . يعنى ابتداى طلب آخر درك است ، و ابتداى درك آخر طلب است . تقسيم " و تحقيق " [ تقسيم علت بتامه و ناقصه و بيان اقسام آن ] و نيز علت منقسم مىشود به دو قسم يكى علت تامه و ديگرى علت ناقصه . علت تامه آنست كه معلول به غير او به چيز ديگر محتاج نباشد . بعبارت ديگر علت تامه همه آن چيزيست كه معلول به آن محتاج است ، به اين معنى كه هيچ محتاج اليه از آن بيرون نيست ، يعنى با وجود آن ، چيزى ديگر را مدخليت در تحقق معلول نباشد ، نه اينست كه علت تامه لا محاله بايد مركب باشد ، زيرا كه علت تامه گاهى بسيط مىباشد و آن در صورتيست كه معلول مركب از ماده و صورت نباشد ، و آن را غايت زايده بر ذات فاعل نيز نباشد ، مثل واجب الوجود نسبت بصادر اول ، زيرا كه صادر اول مركب از ماده و صورت نيست و غايتش نيز فاعل است ، و هردو مسأله در جاى خود مبرهنند . و گاهى مركب مىباشد از فاعل و غايت و آن در صورتيست كه غايت زايد باشد بر ذات فاعل ، مثل افاعيل انواع حيوانات و افاعيل فواعل طبيعت ، و گاهى مركب مىباشد از چهار علت و آن در صورتيست كه معلول مركب باشد از ماده و صورت ، و غايت زايد باشد ، و يا از سه علت ، اگر زايد نباشد . اگر كسى بگويد : اجزاى علت تامه منحصر نيست به اين چهار ، زيرا كه بعضى از معلولات بشرايط و معدات نيز محتاجند . مىگويم : همه شرايط و معدات به اين چهار علت برمىگردند به اين معنى كه شرايط فاعل به علت فاعلى برمىگردند و شرايط علت صوريه به علت صوريه برمىگردند و على هذا القياس و الا - علت منحصر به اين چهار قسم نمىشود بلكه اقسام زياده بر چهار قسم مىباشد . تصريح كرده است به اين معنى محقق تفتازانى در شرح مقاصد و تصديق كرده است او را محقق لاهيجى در امور عامه شوارق . اگر گويند : علت تامه بسيط نمىتواند شد زيرا كه تا امكان نباشد تأثير و ايجاد