ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

12

لمعات الهيه (فارسى)

نفس خود موجود است يا نه ؟ در صورت اول ، وجود غير و ايجاب او لغو خواهد بود ، و در صورت دوم لازم مىآيد انقلاب ذات واجب بذات ممكن ، و نبودن چيزى كه واجب ذاتى فرض كرده بوديم واجب ذاتى ، و به همين بيان معلوم مىشود كه ممتنع ذاتى معروض امتناع غيرى نمىتواند شد . پس ثابت و محقق شد كه معروض وجوب غيرى و امتناع غيرى منحصر است بممكن ذاتى ، و محالى بر اين معنى مترتب نخواهد شد ، زيرا كه امكان ذاتى عبارتست از عدم اقتضاى ذات مر وجود و عدم را ، و عدم اقتضاى ذات ، با اقتضاى غير ، منافى نيست . زيرا كه نقيض عدم اقتضاى ذات ، اقتضاى ذاتست ، نه اقتضاى غير ، و همچنين نقيض اقتضاى غير ، عدم اقتضاى غير است ، نه عدم اقتضاى ذات . تدقيق " و تحقيق " [ بيان معناى ممكن ذاتى و تقرير آنكه امكان مقدم است بر موجوديت و معدوميت ماهيات امكانيه در مقام تعقل‌و تعمل عقل ] بدانكه ممكن الوجود لذاته آنست كه وجود و عدم از براى آن ، ضرور نباشد نظر به مجرد ذات او با قطع‌نظر از جميع جهات و حيثيات زايده بر نفس ذات ، و بعبارت ديگر ممكن ذاتى آنست كه نفس ذات او با قطع نظر از همهء امور خارجه از نفس ذات نه اقتضا كند وجود را ، و نه اقتضا كند عدم را ، نه امتناع كند از وجود ، و نه امتناع كند از عدم . بلكه حيثيت ذات آن ، عين حيثيت عدم اقتضا و عدم ابا باشد . از اينجا ظاهر مىشود كه مرتبه امكان در ممكنات سابق است بر مرتبه موجوديت و معدوميت ممكنات ، و ليكن بايد دانست كه اين سبق و پيشى در نزد تعمل از عقل است ، به اين معنى كه عقل ملاحظه مىكند ماهيات ممكنه را ، و مجرد مىكند آنها را از موجوديت و معدوميت ، و معنى امكان از براى آنها ثابت مىباشد در اين مرتبه كه مرتبه تعريه و تخليه ماهيت ممكن است از وجود و عدم ، اگرچه همين ملاحظه و تعريه نزد وجود ماهيت است در عقل ، و ليكن از او نيز قطع‌نظر شده است ، نه اينست كه ماهيات را پيش از موجوديت و هستى تقررى و تجوهرى و تذوتى هست ، و در آن مرتبه امكان ثابتست و وجود عدم ثابت نيست ، بلكه تجوهر و تذوت اصل معانى و ماهيات بوجود يا در حين وجود است ، به اين معنى كه تا