ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

102

لمعات الهيه (فارسى)

حمل ، اتحاد در وجود است چنان كه بعد از اين مبين خواهد گرديد . پس اعتبار به شرط لا و اعتبار حمل در طرفى تناقضند ، بخلاف اعتبار لا به شرط كه آن اعتبار ابهام و لا تحصل آن شىء است در حد نفس خود به اين معنى كه هرچيزىكه مقارن او باشد به اين اعتبار زايد در وجود نيست بلكه زايد در معنى و مفهوم است ، و زيادتى بحسب معنى و مفهوم با اتحاد در وجود كه مفاد حمل است منافات ندارند ، از اين جهت است كه جنس و نوع و فصل متحدند در وجود ، زيرا كه هرسه بعنوان لا به شرط معتبرند . تدبر كن و از اين بيانات تعريف هريك از جنس و ماده نيز ظاهر گرديد . توضيحش آنست كه جنس ، آن جزئى است كه تمام مشترك باشد در ميانهء ماهيت و نوعهاى ديگر ، و مراد از تمام مشترك آنست كه هيچ جزء مشترك از آن بيرون نباشد ، از اين جهت است كه منطقيين گفته‌اند : جنس كلى است كه گفته شود بر امور كثيره مختلفة الحقايق در جواب ما هو . زيرا كه بما هو سؤال مىكنند از تمام حقيقت مشتركه شىء يا از تمام حقيقت مختصهء آن . دوم عبارتست از جزء تمام مشتركى كه به شرط لا ملاحظه شود ، از اين جهت است كه الهيين گفته‌اند : ماده آن جزئيست كه با آن ، شىء بالقوه باشد ، زيرا كه جهت تمام اشتراك ، جهت ابهام و قوه است . دوم را يعنى جزء غير تمام مشترك هرگاه ملاحظه شود لا به شرط ، به آن معنى كه مذكور شد ، فصل مىگويند . پس هرگاه اصلا اشتراك ندارد فصل قريب ، و الا فصل بعيد مىگويند ، و هرگاه ملاحظه شود به شرط لا ، صورت ميگويند و صورت نيز دو قسم است قريبه و بعيده بنهجى كه در فصل مذكور شد . مثلا ناطق هرگاه ملاحظه شود لا به شرط به اين معنى كه نه حيوان با آن ملاحظه شود و نه عدم حيوان ، فصل انسان مىباشد و هرگاه ملاحظه شود به شرط لا ، يعنى با عدم حيوان ، صورت انسان مىباشد . از اين بيانات نيز تعريف هريك از فصل و صورت ظاهر گرديد . از اين جهت است كه منطقيين گفته‌اند : فصل آن كلى است كه گفته شود در جواب اى شىء هو فى جوهره . يعنى چه چيز است آن شىء در حد ذات خود ، زيرا كه بأى شىء سؤال مىكنند از مميز ، و معلوم است كه جزء غير تمام مشترك خواه اصلا مشترك نباشد و يا مشترك باشد و ليكن تمام مشترك نباشد ، مميز مىباشد فى الجمله و از اين جهت است كه الهيين گفته‌اند : صورت عبارتست از جزئى كه به او شىء بالفعل باشد . تدبر كن .