ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

86

لمعات الهيه (فارسى)

گرديد ، عين حيثيت خارجيت و عينيت و نفس حيثيت شخصيت ، و محض جهت فعليت و انيت و صرف حيثيت منشأيت آثار خارجيه و مبدأيت احكام عينيه است ، و حقيقت موجوديت و طارديت عدم در حد انفس همهء آن حقايق ، معتبر است ، و بسوى اين دقيقهء الهيه و لطيفهء ربوبيه و كلمهء ملكوتيه اشاره است در صحيفهء قرآنيه بقول خداوند عالم جل و علا « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ « 1 » عَلى شاكِلَتِهِ » با اينكه بعضى از آن حقايق تام بلكه فوق التمام است ، و بعضى ناقص و قاصر است ، و بعضى غنى محض است ، و بعضى فقير محض است ، و بعضى قايم بذات است ، و بعضى قايم به غير ، و بعضى جاعل بالذات است و بعضى مجعول بالذات ، و بعضى واجب بالذات است ، و بعضى ممكن بالذات مصداق و محكى عنه اول در همهء مذكورات وجود مقدس واجب الوجود - جل اسمه - است و مصداق و معنون عنه دوم وجودات ، و هويات ناقصه ، و انيات قاصرهء امكانيه است تدبر كن كه بسيار دقيق است و فهمش كما ينبغى و على ما ينبغى ، قره عين معرفت و نور چشم بصيرت است . وجه ديگر در بيان اين مطلب اينست كه وجود علت اقوى و اشد و اتم و اكمل است از وجود معلول ، و اين معنى در نزد كسى كه فطرت او سالم از آفات و جبلت او برىء از لجاج است ، از اوايل بديهيات است . علاوه بر اين مىگويم : اگر وجود معلول در قوت و شدت و تماميت و كمال برابر باشد با وجود علت ، مفيض بودن يكى ، و مفاض بودن ديگرى ، قايم بذات بودن يكى ، و متعلق الذات بودن ديگرى ، غنى بودن يكى ، و فقير بودن ديگرى ، ترجّح بلا مرجّح ، و تخصص بلا مخصص ، خواهد بود . بعد از تحقيق اين معنى مىگويم : كه اشديت و اضعفيت و اتميت و انقصيت متصور نمىباشد مگر در ميانهء دو چيزى كه در اصل حقيقت اشتراك و اتحاد داشته باشند ، و تفاوت و مباينت در ميانهء آنها به اين نحو باشد كه آن حقيقت در يكى تمام‌تر و كاملتر و قوىتر و شديدتر باشد ، و در ديگرى ناقص‌تر و ضعيف‌تر و قاصرتر و ناتمام‌تر باشد ، نمىبينى كه سواد ضعيف با سواد شديد ، در حقيقت سواديت اشتراك دارند ، و تفاوت در ميانهء آنها بشدت و ضعف و به تمام و نقص است . از اين‌جهت است كه هرگاه كسى بگويد كه : سواد اشد از خط است مورد سخريه و منسوب باصحاب سودا و جنون مىباشد ، و نقل

--> ( 1 ) - س 17 ، ى 86 .