ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

87

لمعات الهيه (فارسى)

سواد من باب المثال است ، و در تمثيل ادنى مناسبت كافى است ، و الا تفاوت در ميانهء مثال و ممثّل له ، از زمين تا آسمان است و بر متفطن مخفى نيست و نعم ما قيل : « خاك بر فرق من و تمثيل من » پس محقق شد كه تفاوت و مباينت در ميانهء وجود علت و وجود معلول ، به تمام و نقص و بشدت و ضعف است ، و اين قسم از بينونت و تفاوت اشد انحاى بينونت ، و اتم اقسام مباينت است ، بحيثيتى كه وجود علت غنى بالذات و تام بالذات و كامل بالذات و مقدم بالذات و قايم بالذات است ، و وجود معلول فقير بالذات و ناقص بالذات و قاصر بالذات و مؤخر بالذات و متعلق بالذات است ، با اينكه كمال مناسبت نيز محقق و ثابت است ، چنان كه محقق و مبرهن گرديد ، و بسوى اين قسم از مباينت اشاره است كلام معجز نظام خاتم اوصياء « عليه الآف التحية و الثناء » : « توحيده تميزه من خلقه ، و حكم التميز بينونة صفة لا بينونة عزلة » . وجه ديگر در بيان مناسبت تامه در ميانه مفيض بالذات و مفاض بالذات آنست كه در لمعات سابقه مذكور گرديد كه در ميانهء حقايق وجوديه ، تخالف جنسى و تغاير نوعى و تمايز فصلى محقق نمىتواند شد ، زيرا كه آن حقايق « 1 » كه جنس و فصل و نوع ندارند و اين معنى كمال مناسبت است چنان كه بر متفطن و متدبر مخفى نيست ، و حال آنكه همين معنى موجب كمال مباينت است ، و فهمش موقوف بتلطف از ذهن و تجرد از غشاوات وهميه است . وجه ديگر در بيان مناسبت آن است كه : هرگاه مناسبت تامه در ميانهء مفيض بالذات و مفاض بالذات محقق نباشد كه اقتضا كند آن مناسبت خصوصيت مفيض را بمفاض

--> ( 1 ) - زيرا كه برهان بنحو عموم دال است بر نفى اقسام مذكوره تخالف و نفى تخالف جنسى و فصلى دلالت كند بنحو عموم بر نفى تخالف مادى و صورى و مقدارى زيرا كه هرماده عين جنس و هرصورت عين فصل و هرمقدار مركب از جنس و فصل است از اينجا است كه از اساطين حكماء الهيين موروث است كه كل مركب خارجى فهو مركب عقلى و لا عكس پس تمام جهت ذوات جمله وجود است بعينه تمام جهت اشتراك و مناسبت است و حال آنكه از بيناتست كه تخالف و تباين و و تكثر و تغاير در كليهء وجودات متحقق است پس بايد نظر بمقتضاى اين برهان تمام حيثيت ذوات وجودات بعينه تمام حيثيت تخالف و تكثر و تباين و تغاير باشد فتلطف الذهن و جرده عن الغشاوات الوهمية . على الطهرانى عفى عنه .