ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

62

لمعات الهيه (فارسى)

شىء واحد هم داخل و هم خارج نمىتواند شد ، و هرگاه ذات مخصوصه مثل انسان و فرس و جسم و غير اينها معتبر باشد لازم ميآيد كه مادهء امكان منقلب باشد بماده « 3 » ضرورت مثلا انسان كاتب است ماده امكانست به اين معنى كه ثبوت كتابت از براى انسان ضرور نيست ، و هرگاه در كاتب انسان اخذ كرده شود ، قضيه ضروريه مىشود ، زيرا كه ثبوت شىء از براى نفس بضرورت است نه بامكان . تمام شد كلام آن محقق . اگر گويند : قبول نمىكنيم كه ماده امكان منقلب مىشود بماده ضرورت ، زيرا كه محمول انسان مقيد بكتابتست نه انسان مطلق . مىگوئيم : ثبوت شىء از براى نفس بضرورتست خواه مقيد بقيدى باشد و خواه نباشد ، و الا لازم مىآيد كه با ملاحظه تقييد انفكاك شىء از نفس و سلب شىء از نفس جايز باشد ، و بطلان آن بديهى و فسادش ضروريست . حاصل كلام : معنى - الانسان كاتب - بر اين تقدير - الانسان انسان له الكتابه - است و ( له الكتابة ) به زبان عربيت صفت انسانست و يا حال است از او ؛ هرگاه از خبر و نكره حال جايز باشد ، و يا خبر بعد از خبر است ، و در هرسه صورت محمول در حقيقت انسانست در صورت اخير ظاهر است ، و در دو صورت ديگر تقييد به - له الكتابة - معتبر است نه بكتابت مجرد ، تقييد معتبر است نه قيد ، از آنجهت كه تقييد است ملحوظست نه از آنجهت كه قيد است ، متفطن باش كه خالى از دقت و لطافت نيست . با اينكه از هرسه معنى اذهان سليمه و افهام مستقيمه متنفرند و نمىفهمند از اين كلام مگر اينكه انسان از براى او كتابت ثابت است . و محقق دوانى در حاشيه قديم بر اين مطلب دليلى اقامه نموده است و آن نيز تمام است ، و ايراد سيد صدر الدين بر او وارد نيست ، ذكر آن دليل و ايراد و جواب آن ايراد موجب تطويل و منافى اختصار است . بعد از تمهيد اين مقدمه جواب استدلال شيخ اشراق ظاهر است و محتاج باعاده و

--> - و يا عرض عام بالذات منتزع و جنس باشد و هريك از اين دو خلاف فرض است . على الطهرانى عفى عنه . ( 3 ) - و احتمال آنكه ذات مخصوصه وراى ذات موضوع باشد منافى است با وضع حمل چنان كه مخفى نيست و از اينجهت او را ذكر نفرموده‌اند . على الطهرانى عفى عنه .