آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)
114
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)
السماوات و الارض و لا يعلمون ] ان الله خلق آدم و ابليس . » « 1 » و طائفهء ثانيه را خداوند ايجاد فرمود تا وسائط جود و رحمت و حجب جلال و عظمت او باشند و صفت ربوبيت به مظاهر وجودات آنها ظاهر گردد . پس « 2 » اين طائفه را التفات تربيت مادون خود است ، بخلاف طائفة اولى . و اين هر دو طائفه شريكند در اينكه نه در اصل وجود و نه در كمالات وجود بجز خداوند به شيئى از ايشان محتاج نيستند و ممتازند به اينكه طائفه اولى چنان مستغرقند در بحر مشاهدهء جمال ازلى ، كه التفات به تربيت مادون خود نيز ندارند ، با اينكه حقيقت تربيت و ظهور ربوبيت در آنها اقوى است ، زيراكه ربوبيت آنها در ربوبيت حق فانى است و اينان را در لسان حكمت الهيه « عقول طوليه » نامند . و طائفهء ثانيه به تربيت مادون خود التفات دارند و اينان را در لسان حكمت متعاليه اشراقيه « عقول عرضيه متكافئه و ارباب انواع » نامند . و در زبان حكمت بيان افلاطون الهى « 3 » به مثل الهيه مذكور ، و در زبان ديگران كه پس از افلاطون بودهاند ، به « مثل افلاطونيه » مشهورند . و التفات اينان به ربوبيت مادون خود از جهت آن است كه بعدى از مقام ربوبيت مطلقه دارند و از درجهء هويت اطلاقيهء حق « 4 » اول دور افتادهاند ، زيرا كه وجود امكانى هر چه از جهت اطلاق و افاضه دور شوند ، جهت فناء و استهلاك از او ضعيف شود و بقاى به حق فتور يابد ، زيرا كه فناى وجود امكانى و بقاى او در مشاهدهء جمال و جلال حق ناشى از صفاى اوست ، و صفاى او ناشى از قوت اوست ، لهذا هر چه وجود امكانى اقوى بود فنا و استهلاك در او اعلا باشد و هر چه فنا در او اعلا بود ، بقاى به حق اكمل باشد . از اينجاست كه ولايت هر نبى بر نبوت او مقدم است و از مقام نبوت او اعلاست ، زيرا كه حقيقت ولايت متقدم به مجرد فناى ماسوى است از نظر مشهود عارف سالك كه ملازم است با بقاى او به صفات حق ، اگر فنا فناى در صفات بود و يا بقاى به حق اگر فناى او فناى در
--> ( 1 ) . ابن ابى جمهور الاحسايى ، عوالى اللئالى العزيزية فى الاحاديث النبوية ، الجملة الثانية من الخاتمة ، الحديث 144 ، ج 1 ، ص 100 . قريب بها فى بحار الانوار كتاب السماء و العالم ، باب العوالم ، الحديث 43 و 46 ، ج 57 ص 348 و 349 . ( 2 ) . كرد و يقال ( س ) . ( 3 ) . دليل ( س ) . ( 4 ) . « احد » او « اجل » ( م ) .