آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)
112
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)
مثال ديگر : نفوس فلكيه و ملائكه مدبّرهء سماويّه است ، زيرا كه آن نفوس نيز از بابت لطافت موادّ بلكه ابدان در خروج از قوّه به فعليّت در تحولات « 1 » ذاتيه و حركات شوقيه به مبادى ذاتيه و مقومات باطينه عقليه بلكه الهيه اكتفا كند . مثال ديگر نفوس انبياء عليهم السلام است كه از جهت لطافت تركيب عناصر و اعتدال مزاج و طهارت طينت در حصول كمالات نفسانيه و خصائل مرضيه و معارف عقليهء الهيه به افاضهء مبدء المبادى و استعداد ذاتى مستكفى بودهاند با اختلاف درجات نفوس قدسيّهء ايشان در عروج به مراتب باطن و وصول به مدارج حقائق . و لقد فضّلنا بعض النّبيين على بعض « 2 » بخصوص حضرت خاتم انبياء عليه آلاف التحية و الثناء كه در تكميل نفس قدسيهء خود از خارجى بشرى در هيچ علمى از علوم استفاده نفرموده بود . « يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ » « 3 » نفس ناطقهء قدسيهء آن بزرگوار در اضائه و اشراق صور علميهء ربانيّه و معارف الهيهء سبحانيهء پروردگار خود كه در مرآت قلب معنوى آن بزرگوار مثل پرتو آفتاب كه در آيينهء صافى از كدورات ظاهر گرديده بود ، اكتفا فرموده بود « 4 » و انواع معارف الهيه و حكم ربانيه از منبع قلب معنوى و نفس ناطقه آن حضرت در لسان معجز بيانش جارى بود . « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً » . « 5 » تامّه موجودى بود كه از همه قوّه كه از جهت قوّهء خارجه و امكان استعدادى خالى باشد و او را حالت انتظارى در حصول كمالات نباشد ، بلكه جميع كمالات او كه به حسب قوّهء عقليه و امكان ذاتى قابل آنها است و حصول آن كمالات در او ممكن است و ممتنع نيست در اوّل وجود و فطرت اوّلى به افاضهء اصل وجود او به نحوى از تبعيّت « 6 » به حسب مفهوم و عنوان و بطورى از اتّحاد بلكه عينيت به حسب مصداق و حقيقت بر او اضافه شود .
--> ( 1 ) . تحويلات ( س ) . ( 2 ) . الاسراء / 55 . ( 3 ) . النور / 35 . ( 4 ) . فرموده است بوجود ( س ) . ( 5 ) . الاحزاب / 56 . ( 6 ) . تثبيت ( س ) .