آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)

100

مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)

مناسب باشد منطبق بود ، بلكه گوئيم طبيعت مرسل را در صورت تشكيك در ابهام بود يكى كامل و يكى ناقص . ناقص نسبت به افرادى بود كه به هويات مختلف باشند و در مرتبت متفق ، و كامل به قياس به مطلق افراد بود كه هم به هويات و هم به مراتب مختلف باشند . [ 17 ] تحقيقات و تدقيقات بدانكه عارض به دو نحو بود ، عارض وجود و عارض ماهيت . اول عارضى بود كه به اعتبار وجود ماهيت را عارض شود چنان كه سواد و بياض جسم را ، و فوقيت سماء را ، و عمى زيد را ، و كليّت انسان عقلى را ، و جزئيت انسان خيالى را ، و مقصود از اعتبار وجود در عروض مجرّد مدخليت وجود بود ، خواه در عروض و حمل واسطه بود چنان كه وجود جسم اسود را ، و وجود سماء فوق را ، و وجود زيد اعمى را ، چه اين محمولات به ذات خود ذات اين امور را بود و به عرض ماهيات آنها را ، و خواه در ثبوت واسطه بود چنان كه وجود انسان عقلى كليّت را ، و وجود انسانى خيالى جزئيت را ، زيرا كه كليت و جزئيت بذات ماهيات را بود و بواسطه در عروض احتياج نبود و نفس ماهيت بدون انضمام امرى به او يا اعتبار جهتى در او كه به او قائم باشد معروض كليّت بود چه در عقل درآيد و معروض جزئيت چه در خيال ، و وجود نه كلى بود نه جزئى ، به آن معنى كه از جزئى و كلّى در فن ايساغوجى از فنون قسطاس و در مباحث ماهيات از فلسفه كليّه ارادت كنند ، لكن وجود عقلى را در ثبوت كليّت به اين معنى ماهيّت عقلى را و وجود خيالى در ثبوت جزئيت به اين معنى ماهيت خيالى را وساطت بود اگر چه گاه باشد كه وجود را به معنى بساطت و احاطت به ذات كليّت بود و به معنى محاطيت جزئيت چنان كه در بهرى ابواب علم ما بعد الطبيعة و فن ربوبى از كلّى و جزئى اين معنى ارادت كنند . دوّم عارض بود كه به وساطت وجود ماهيت را عارض نشود خواه وساطت در عروض بود و خواه در ثبوت چنان كه فصل جنس را عارض بود و تشخص نوع را . [ 18 ] تبصرة و تكملة از اين بيان لائح شود كه عارض وجود عارضى بود كه بعد از تقرّر ماهيت به تقرّر