الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)

671

الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)

5 - فَلَمَّا رَأَيْتَ - يا إِلهِي - تَباركْتَ وَ تَعالَيْتَ دَغَلَ 1 سَرِيرَتِهِ 2 ، وَ قُبْحَ ما انْطَوى 3 عَلَيهِ ، أَرْكَسْتَهُ 4 لِأُمِّ رَأْسِهِ فِي زُبْيَتِهِ 5 ، وَ رَدَدْتَهُ 6 فِي مَهْوى 7 حُفْرَتِهِ ، فَانْقَمَعَ 8 بَعْدَ اسْتِطالَتِهِ ذَلِيلًا فِي رِبَقِ 9 حِبالَتِهِ 10 الَّتِي كانَ يُقَدِّرُ 11 أَنْ يَرانِي فِيها ، وَ قَدْ كادَ أَنْ يَحُلَّ 12 بِي لَوْ لا رَحْمَتُكَ ما حَلَّ بِساحَتِهِ 13 ، وَ كَمْ مِنْ حاسِدٍ قَدْ شَرِقَ 14 بِي بِغُصَّتِهِ ، وَ شَجِي 15 مِنِّي بِغَيْظِهِ 16 ، وَ سَلَقَنِي 17 بِحَدِّ 18 لِسانِهِ ، وَ وَحَرَنِي 19 بِقَرْفِ 20 عُيُوبِهِ ، وَ جَعَلَ عِرْضِي غَرَضاً لِمَرامِيهِ 21 ، وَ قَلَّدَنِي 22 خِلالًا 23 لَمْ تَزَلْ فِيهِ ، وَ وَحَرَنِي بِكَيْدِهِ ، وَ قَصَدَنِي بِمَكِيدَتِهِ . لغت : 1 - فساد ، نيرنگ ، 2 - باطنش ، 3 - پنهان داشته ، 4 - بيانداختى ، 5 - گودالش ، 6 - او را افكندى ، 7 - پرتگاه ، 8 - در افتاد ، درگير شد ، 9 - بند ، گرو ، 10 - دام و وسيله شكارش ، 11 - طرّاحى مىكرد ، 12 - فرود آيد ، 13 - به خودش ، 14 - گلوگيرش شد ، 15 - گلويش را گرفت ، 16 - عصبانيتش ، 17 - اذيتم كرد ، 18 - بانيش زبان ، 19 - سخت‌گيريم نمود ، 20 - تهمت ، طعنه ، 21 - تيرهايش ، 22 - بگردنم آويخت ، 23 - كردارهاى پست . معنا : و چون تو اى خداى من ، كه و الا و برترى ، هنگامى كه فساد و نيرنگ‌هاى باطنى و زشتى سوء نيتش را كه پنهان داشته بود ديدى او را با سر و گردنش در گودال و چاهى كه براى ديگرى كنده بود ، بيانداختى و خودش را گرفتار كردى ، پس بعد از مدتى با ذلت و خوارى ، در دامى كه برايم طرّاحى كرده بود كه مرا در آنجا ببيند خودش را در آنجا ديد ، و اگر رحمت و عنايت تو نبود نزديك بود آن گرفتارىها كه بر سر او آمد بر سر من آيد و چه بسيار حسد ورزى كه به خاطر رشد و موفقيت‌هايم اندوه گلوگيرش نمود ، و به همين خاطر خيلى ناراحت بود و شدت عصبانيت مانند استخوان در گلويش گيرد كرد و با نيش زبانش اذيتم مىكرد و با بهتان و تهمت و نسبت دادن معايبش به من ، برايم سخت‌گيرى مىكرد ، و آبرويم را آماج تير حسادتش قرار داد ، كردار و صفات پست خود را كه هميشه با او بود ، بگردنم آويخت و به من نسبت داد ، و با حيله‌هايش بر من خرده گرفت و با ابزار نيرنگ‌هايش مرا قصد و آهنگ خود ساخت .