الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)
41
الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)
لغت : 1 - زنده كردن ، 2 - خويشاوندى ، 3 - دور گردانيد ، 4 - نزديكتران ، 5 - انكار نمودنشان ، 6 - دورتران ، 7 - دوستى كرد ، 8 - دشمنى كرد ، 9 - به رنج انداخت . معنا : و براى زنده كردن دين تو ، از خويشاوندانش قطع ارتباط كرد و با نزديكان به خاطر انكارشان دورى كرد ، و با دورترينها به خاطر اين كه ، تو را قبول داشته و اطاعتت مىكردند ، نزديك مىشد و با ملاك قرار دادن تو ، با دورترينها دوست ، و با نزديكان دشمن مىگشت ، و براى رساندن رسالت تو ، خودش را به رنج و زحمت مىانداخت . 4 - وَ أَتْعَبَها 1 بِالدُّعاءِ 2 إِلى مِلَّتِكَ 3 ، وَ شَغَلَها 4 بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِكَ وَ هاجَرَ 5 إِلى بِلادِ الْغُربَةِ ، وَ مَحَلِّ النَّأْيِ 6 عَنْ مَوْطِنِ رَحْلِهِ 7 ، وَ مَوْضِعِ رِجْلِهِ 8 ، وَ مَسْقَطِ 9 رَأْسِهِ 10 ، وَ مَأْنَسِ 11 نَفْسِهِ ، إِرَادَةً مِنْهُ لِإِعْزازِ 12 دِينِكَ وَ اسْتِنْصاراً 13 عَلى أَهْلِ الْكُفْرِ بِكَ . حَتَّى اسْتَتَبَّ 14 لَهُ ما حاوَلَ 15 فِي أَعْدائِكَ . لغت : 1 - خستهاش كرد ، 2 - براى دعوت نمودن ، 3 - به آئين تو ، 4 - مشغولش ساخت ، 5 - مهاجرت كرد ، 6 - دور ، 7 - اتراقش ، 8 - پايش ، 9 - زادگاهش ، 10 - سرش ، 11 - محل خوگرفته ، 12 - تقويت و محكمكارى ، 13 - يارى خواهى ، 14 - رو به راه شد ، 15 - خواست . معنا : و براى دعوت مردم به آئينت ، بسيار رنج كشيد و پيوسته خود را در خيرخواهى و اندرز براى آنانى كه از اهل دعوتت بودند ، مشغول نمود و به شهرهاى غربت و دور از محل اتراقش و جاى پايش و زادگاهش و دور از فضائى كه در آن آرامش روحى داشت ، مهاجرت نمود و تنها هدفش اين بود كه دين تو را عزيز كند و بر عليه كافران يارى جويد ، تا سرانجام خواستهاش با فتح و پيروزى در مورد دشمنانت رو به راه شد .