الإمام زين العابدين (ع) (مترجم: حميد فتاحى)
373
الصحيفة السجادية الكاملة (صحيفه كامله سجاديه همراه با پيامها پاسخگوى نيازها) (فارسى)
پيامها و رازها : اول : اللَّهُمَّ انّى اخْلَصْتُ بِانقطاعى اليك . . . روى آوردن به خدا به شكلى كه چيزى جز او در نظر نباشد مستلزم يك معرفت و آگاهى صحيح و كاملى است به جهت اينكه اگر چنين شناختى در ميان نباشد [ انقطاع خالص ] معنا پيدا نمىكند كه انسان در فضاى قلب خويش به جز خدا چيزى يا كسى را احساس نكند و با تمام وجودش به او تمسك نمايد ، پس شناخت ، نخستين گام در شكلگيرى اين حقيقت است ، حالا دربارهء خود معرفت بايد تحقيق شود كه آيا مقصود از معرفت ، يك معلومات سطحى است يعنى انسان اگر يگانگى خدا را با صفات ثبوتى و سلبيش قبول كند در رسيدن به معرفت كافى است يا مراد از آن باور و يقينى است كه موجب انقطاع خالص گردد ! ؟ بدون ترديد بخش دوم درست است به جهت اينكه معلومات سطحى و يا فرمولهاى فلسفى هرگز موجب انقطاع نمىشوند اگرچه به صورت خيلى پيچيده و عميق هم باشند ولى آن معرفت و آگاهى كه خشيت را ايجاد مىكند و عالم را متأثر و منفعل مىسازد در اين مورد كاربرد دارد ، چون همه عبارتهاى دعا ، مانند [ اخْلَصْتُ ، اقْبَلْتُ ، صَرَفْتُ ، قَلَبْتُ ] به باطن و درون و يا قلب انسان مربوط مىشوند و در اين صورت عالم با عارف يك حقيقت مىگردند چون كه علم و عرفان هر دو ، همان روشنائى و نورانيتى هستند كه بر دل عالم و يا عارف انداخته و افكنده شدهاند . در حديث آمده : « العلم نورٌ يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء » چون اگر علم و يا معرفت محصول فكر و انديشه بشرى باشند هرگز چنين اثر و خاصيتى را نخواهند داشت ، زيرا مغز و انديشه او قدرت درك و فهم اين مسئله را با آن اوصافى كه دارد بدون هيچ توجيهى ندارد پس لازم است بپذيريم كه معرفت و علم از مسائل دريافتنى است كه بايد به او عنايت كنند ، در