أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

84

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

رشد » ، هيچ كدام جز « الكندى » ، عرب نبودند ، بنابراين ، نسبت دادن علم و فلسفه و تمدن به عرب ، خطاست و عدم دقت در تعبير ! ب : اسلام مردم را به تحصيل علم و فلسفه و بحث آزاد تشجيع نمىكند ! زيرا اعتقاد به مغيّبات و خوارق عادات و ايمان تام و تمام به قضا و قدر مانع از آن است و هر مسلمانى كه به تحصيل فلسفه مشغول شده است او را از بين برده‌اند ! يا اين‌كه كتاب‌هايش را سوزانده‌اند يا اين‌كه در حمايت امير مسلمان قرار گرفته كه در باطن مسلمان نبوده است و با اين حال اين چنين كسانى اگر فلسفه تحصيل كرده باشند فلسفه آنها قيمتى و ارزشى ندارد و به هر حال ، فلسفهء اسلام چيزى نيست جز فلسفه دست‌كارى شده « يونان » و كسى از آنها بهره‌اى حاصل نكرده است ، مگر پس از آن‌كه به منابع آن مراجعه كرده‌اند . . . با همه اين تفصيل « رنان » مىگويد : « در دين اسلام تعليمات و مبادى عالى بلند پايه‌اى وجود دارد و من وارد هيچ مسجدى نشده‌ام مگر اين‌كه احساس كنم كه مجذوب جاذبه اسلام مىشوم ، بلكه متأسف شده‌ام از اين‌كه مسلمان نيستم . « از طرف ديگر اسلام براى تأمل در حقايق اشيا روى عقل پرده كشيده است ! . . . و مردم كشورهاى اسلامى كوتاه فكر هستند و امتياز مسلمان به اين است كه نسبت به علوم دشمنى مىورزد ! و عقيده دارد كه بحث كفر است و دليل بىعقلى ! و به هر حال فايده‌اى بر آن مترتّب نيست ! » « 1 »

--> ( 1 ) . براى نقض اين ادعا مطالعه « مقاله روح فرهنگ اسلام » نوشته علامه دكتر محمد اقبال ( ره ) بهترين جواب است .