أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
56
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
تا به شهر « اسكندريه » منتقل شود و روزنامهاى به نام « التجاره » نشر دهد . جمالالدين براى نوشتن مقالات در اين دو روزنامه ، شيخ محمد عبده و ابراهيم لقانى را وادار به همكارى مىكرد . . . در اينها قسمتى از مطالب را جمالالدين شخصاً مىنوشت و از جمله مقالاتى كه نوشت يكى مقالهاى بود راجع به دولتهاى شرقى و انواع آن و ديگرى به نام « روحالبيان فى الانجلينر و الافغان » ! اين مقالات انعكاس عجيبى داشت و اين دو روزنامهها رواج زيادى پيدا كردند و سيّد روح تازهاى را در مردم دميد ، ولى « رياض پاشا » اين دو روزنامه را توقيف كرد ، ولى سيّد همچنان در رهنمايى نويسندگان براى نوشتن مطالبى راجع به وقايع مصر و امثال آن تعليماتى مىداد . به هر حال سيّد بدين طريق عدهاى از نويسندگان را كه شايستگى داشتند ، تربيت كرد و موضوعاتى را كه با واقع زندگى مردم مربوط بود انتخاب مىكرد . « اديب اسحاق » تحت عنوان « اروپا و مشرق » مقالاتى مىنوشت از اين قبيل : « مقدرات حكم كرده است كه مشرق زمين بعد از آن همه ترقّى و رفعت ، تنزل كند و بعد از سرفرازى خوار و ذليل شود و هدف تيرهاى طمعكارى و مقاصد ديگران گردد و دسيسههاى بيگانگان از هر طرف با مقدرات مردم بازى كنند . . . » « شيخ محمد عبده » مىگويد : حاكم هر چند اطاعت او واجب باشد - فردى است از افراد بشر كه خطا مىكند و شهوات بر او غلبه دارد و هيچ عاملى براى جلوگيرى از طغيان شهوات او جز نصيحت ملّت ، چه با گفتار و چه با كردار - مانع طغيان شهوت او نمىشود » . نويسنده ، شوخ طبع يهودى به نام « يعقوب مصنوع » با سيّد آشنا مىشود و در مجلهء فكاهى به نام « ابونظاره » از سياست