أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

57

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

« اسماعيل پاشا » انتقاد مىكند . همهء اين عوامل كه در مشرق زمين براى روزنامه نگارى به اسلوب شرقى هسته‌هاى اولى شناخته شدند و نويسندگانى كه براى اصلاح امور وطنى و اوضاع ملّت به وجود آمدند ، ناشى از اين مقدمات بود . حقيقت امر اين است كه اوضاع و احوالى كه جمال‌الدين را احاطه كرده بودند براى چنين مقاصدى مساعد بود ، زيرا وضع مصر به طورى كه قبلًا گفتيم ، چنان صورت ناروايى داشت و مردم نيز از بازرسىهاى بيگانه و مداخله آنها در امور كشور ، به ستوه آمده بودند . و « اسماعيل پاشا » نويسنده‌ها را براى انتقاد از مداخلهء بيگانه تشجيع مىكرد ، گو اين‌كه اجازه نمىداد كسى از وضع شخص او انتقادى بكند . به هر حال مقاله‌هايى مانند : « وقايع مصرى » ، « مصر و تجارت » او را مسرور مىداشت ، ولى از مقالات « ابونظاره » خوشش نمىآمد . بارى اوضاع كشور به صورت انبار بنزينى درآمده بود و جمال‌الدين به منزلهء كبريتى بود كه اگر آن را مشتعل مىكرد ، شعله‌هاى بنزين برافروخته مىشد و اگر چنين اوضاع و احوالى در مصر وجود نمىداشت ، تبليغات او در « مصر » ، مانند تبليغات « ايران » و « آستانه » به شكست منتهى مىشد . 2 . روش ديگرى را كه سيّد جمال‌الدين در « مدرسهء ملى » پيش گرفته بود ، عبارت بود از گفتارى كه گاه‌گاهى در قهوه‌خانه و اين طرف و آن طرف و در محافل و در خانه‌هايى كه به ملاقات صاحبانش مىرفت ، مطرح مىساخت . مرحوم سيّد كمتر به وضع غذا توجّه مىكرد . خوابش كم بود و بيداريش زياد . نيروى سخنرانىاش زياد و در سخنرانى بىاندازه توانا