أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
11
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
تا آنكه انتشار دورهء دوم هفتهنامه « وظيفه » - پس از سال 1336 - آغاز شد . . . روزى در « اميريه » - قلعهء وزير - در منزل مرحوم آيتاللَّه طالقانى بودم گفتند : مىآييد به ديدن آقاى سيّد محمدباقر حجازى برويم ؟ گفتم : بلى ، چرا نه ؟ . . . « پدر » در طول راه از دوران طلبگى حجازى ، در مدرسهء فيضيهء قم ، در زمان خفقان رضاخانى ، سخن مىگفت و پس از تشكيل جبههء مطبوعات ضد ديكتاتورى توسط وى ، در تهران . . . و در پايان افزود : مرد درويش مسلكى است البته با « سيّد ضياءالدين » هم رفيق است ، ولى خود فروخته نيست . رگ سيادت و طلبگى در او زنده است . . . در « سه راه امين حضور » ، به دفتر روزنامه « وظيفه » رسيده بوديم . مرحوم حجازى بود و سيّد غلامرضا سعيدى . ظهر براى نهار ، همانجا مانديم و آيتاللَّه طالقانى به من گفت : شايد فعلًا روزنامه « وظيفه » در تهران ، تنها نشريهاى باشد كه مىتوان در آن چيزى نوشت ، اگر مايليد همكارى كنيد . آقاى سعيدى گفت : « اللَّهاكبر ! جان گرگان و سگان از هم جداست . متحد جانهاى شيران خداست . » و مرحوم حجازى ، درويشانه ، دعوت به همكارى قلمى كرد و افزود كه ظهرها ، هميشه « ديزى طلبگى » بار است ! . از آن تاريخ ، نگارنده نيز به جرگه نويسندگان وظيفه پيوستم « 1 » و ديدار ما با مرحوم سعيدى هر بار كه از قم به تهران مىآمدم ، در دفتر
--> ( 1 ) . نويسندگان نخستين اين دوره از روزنامه « وظيفه » عبارت بودند از : مرحوم آيتاللَّه حاج ميرزا خليل كمرهاى ، محمدجنابزاده ، شريفالدين رحمانى ، دكتر سيّد جعفر شهيدى ، سيّد غلامرضا سعيدى ، على دوانى ، حيدرعلى قلمداران و بعدها ، اينجانب و برادران گرامى : على و محمدجواد حجتى كرمانى و ابوذر بيدار ، محمد مجتهد شبسترى ، عباسعلى عميد زنجانى ، زينالعابدين قربانى و ديگر دوستان ، به جمع نويسندگان آن پيوستند .