أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
103
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
دولت شرقى را در يك كشور اجنبى ، رسوا كند تا مبادا مقامات خارجى از اين اظهارات سوء استفاده كنند و اين معانى را وسيله مداخله در امور داخلى كشور قرار دهند و عجيب اينكه اين جنگ را در « عروةالوثقى » نيز ادامه مىداد . به هر حال جاى تأسف است كه اين رسوايىها را در خارج نشر دهد و اين جامههاى كثيف سران وطنش را آشكارا در منظر و ديد بيگانگان بشويد ! « 1 » مرحوم « مدحت پاشا » هم در چنين مرحلهاى قرار گرفت ولى با روش نجيبانهتر و شريفترى عمل كرد به دليل اينكه عبدالحميد او را اخراج كرد و تبعيد نمود و او را همراه وزيرانش از مقام وزارت طرد كرد و به وسيله كشتى تبعيدشان نمود ، بدون اينكه پول يا لباسى داشته باشند ، يا كسى از اهل و عيالشان همراه باشند . معذلك وقتى كه پايش را به « اروپا » گذاشت ، شروع كرد به دفاع از ملّت خودش و در مورد امتيازات تركها بر اروپايىها ، داد سخن مىداد و حتّى يك كلمه در مذمت « عبدالحميد » كه او را تبعيد كرده بود و همان معامله « ناصرالدين شاه » را با سيّد جمالالدين نسبت به او روا داشته بود ، بر زبان نياورد . حقيقت امر اين است كه بگوييم اين عمل خطايى بود از « سيّد » كه حدّت مزاجش او را به آن وادار كرده بود ! سفير ايران در لندن از سيّد خواهش كرد هر چه پول مىخواهد بگيرد و دست از تعرض به شاه بردارد ، ولى سيّد به سفير گفت : « ابداً چنين كارى ممكن نيست و دست از او بر نخواهيم داشت تا بميرد ! »
--> ( 1 ) . نامه سيّد ، خطاب به ميرزاى شيرازى و علماى بزرگ ، در مجموعهء « نامهها و استاد سياسى سيّد جمالالدين . . . » آمده است .