ابو الاعلى مودودى / شيخ عبد المحسن العباد (مترجم: خسروشاهى)

67

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى)

« فلاماريون » مىگويد : « . . . ما « فكر » مىكنيم ، اما همين فكر چيست ؟ و راه مىرويم ، ولى اين عمل عضلات ما چيست ؟ هيچ‌كس آن را نمىداند . » « 1 » « ويليام جمس » مىگويد : « علم ما هم‌چون قطره‌اى است ، ولى جهل ما يك درياى عظيم ! » « شارل ريشه » كه يكى از اساتيد دانشكده پزشكى فرانسه است ، در مقدمه كتاب رد پديده‌هاى روحى مىنويسد : « . . . علوم امروز هر قدر توسعه و صحت پيدا كند ، باز همواره نقصانى آشكار دارد [ وى سپس مثال‌هاى متعددى از نقاط تاريك علوم امروز را ذكر كرده ) و مىافزايد : ] اگر از يك مرد بربرى يا دهقان مصرى سؤالى درباره معلومات او از جهان طبيعت بكنيم ، يك دهم مطالبى هم كه در كتاب‌هاى ابتدايى مىنويسند ، نمىداند ، و من مىدانم كه روزگارى بيايد كه علماى عصر ما در مقابل آن دوران ، مانند دهاتى بربر باشند در مقابل اساتيد دانشگاه فرانسه ! . . . » . هدف ما از نقل اين سخنان آن است كه بگوييم : اگر علمِ امروز و اكتشافات بشرى عصر ما نتوانسته است ماده‌اى را كشف كند كه موجود زنده‌اى را مثلًا هزار سال زنده نگه دارد ، اين دليل نمىشود كه اصلًا چنين امرى غير ممكن ، غير منطقى و غير عملى است و به قول معروف : « عدم الوجدان لايدل على عدم الوجود » ، زيرا معتقدات علمى دانشمندان قرون گذشته در عصر ما به اندازه‌اى سست و بىارزش شده كه امروز مىتوان از آنها تنها به‌عنوان يك تئورى باطل ، غلط و بىاساس نام برد . اصول پذيرفته شده علم هيئت قديم - بطلميوسى - از خنده‌دارترين اصول علوم پيشين است . علم تا ديروز « اتم » را جزو تجزيه ناپذير معرفى كرده بود و در تعريف آن مىگفت : « كوچك‌ترين جزء يك عنصر كه قابل تقسيم نباشد » ، ولى ما ديديم كه دانشمندان قرن

--> ( 1 ) . على اطلال المذهب المادى ، ص 128 ، چاپ مصر .