ابو الاعلى مودودى / شيخ عبد المحسن العباد (مترجم: خسروشاهى)

26

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى)

گفته‌هاى امام خمينى قدس سره ، در اوج غرض ! ، مدعى شدند كه امام خمينى معتقد به « عجز پيامبران » ! و « قدرت و توانايى برتر امام زمان » و « تكميل شريعت در زمان ظهور وى » مىباشد ! . مدرك رسمى آنان در اين زمينه ، كتب و آثار خود امام خمينى قدس سره نيست ، بلكه روزنامه الرأى العام كويت ، وابسته به عراق سابق ! ، مورخ 17 شعبان 1400 هجرى است . آرى آنها با استناد به اين روزنامه ؛ در كتاب‌هاى زير ، به تكفير امام پرداخته‌اند : الخمينى و الوجه الآخر فى ضوء الكتاب و السنة ! تأليف : دكتر زيد العيص ، چاپ داراليقين ، مصر ، 1413 ه ، صفحه 49 و 50 ؛ ماذا آفتى علماء المسلمين فى الخمينى تأليف : وجيه المدينى ، چاپ سوم ، بغداد ، صفحه 11 و 12 ؛ مسألة التقريب بين اهل السنة و الشيعه ، تأليف : دكتر ناصربن عبداللَّه بن على القفارى ، جلد دوم ، چاپ دوم ، دارطيبه للنشر رياض 1414 هجرى ، صفحه 245 و 246 ؛ نهج خمينى فى ميزان الفكر الاسلامى تأليف : گروهى از شيوخ ! ، چاپ دارعمار ، 1405 هجرى ، صفحه 45 تا 47 ؛ الخمينى و تفضيل الائمة على الانبياء ، تأليف : محمد مال‌اللَّه ، چاپ 1404 ه ، ص 25 و 26 و الشيعه ، المهدى ، الدروز تاريخ و وثائق ، تأليف : شيخ عبدالمنعم النمر چاپ چهارم ، قاهره ، 1408 ه ، فصل دوم ، صفحه 207 و . . . البته تنها اين كتاب‌ها نيست كه در باره « قيام » ! كرده‌اند ، بلكه پيش از آنها اين « فقهاء الملوك » دربار شاه فهد ، شاه حسن ، شاه حسين ، شاه مبارك و صدام بودند كه اعلاميه و تكفير نامه صادر كردند . عجيب آن‌كه همين فقها ! و مفتيان ! در مورد « سلمان رشدى » خواستار تحقيق و بحث و گفت‌وگو با وى شدند ! به همين هدف ، وزير اوقاف مصر را به لندن فرستادند . او نيز با رشدى ديدار و او را از « ارتداد » تبرئه نمود ! اما درباره امام خمينى ، از مكه ، رابطة العالم الاسلامى بيانيه‌اى صادر كرد ! و در مغرب ، علماى دربارى در مجله دعوة الحق استنكاريه‌اى منتشر ساختند و در تونس ، مفتى دربار بورقيبه ، شيخ « حبيب بلخوجه » فتوايى مشابه داد . از همه جالب‌تر ، حقوق بگيران صدام در رابطة العلماء فى العراق ! بودند كه فتوايى بر ضد امام صادر كردند ! ! اكنون نويسندگان كتاب‌هاى فوق ، ضمن نقل همان بيانيه‌ها و فتواها ، پا را از اين هم