ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)

66

فلسفه نهضت حسينى (فارسى)

پابرجائى اين عقيده در حقيقت كامل خود ارتباط و پيوند داشت . زيرا اين عقيده به صورت كامل و شامل خود به اتمام نمىرسيد مگر اين كه بر زندگى جماعت بشرى و تمام امور و شؤون ايشان حاكم مىگرديد ، از دلِ تنها گرفته تا دولت فرمانروا . اين بود كه خدا خواست صاحب اين عقيده را در مدّت زندگى خود پيروز گرداند ، تا بتواند اين عقيده را به صورت كامل و شامل خود تحقّق بخشد و پياده كند ، و اين حقيقت را مقرّر و مشخّص در يك رخداد تاريخى محدود و مشهود برجاى گذارد . بدين جهت ، شكل پيروزى نزديك با شكل دور ديگرى پيوند پيدا كرد و صورت ظاهرى با صورت حقيقى اتّحاد حاصل نمود ، آن گونه كه قضا و قدر خدا و نظم و ترتيب او مىخواست . اعتبار ديگرى هم در ميان است و زيبا است كه آن هم مراعات گردد . قطعاً وعدهء خدا به پيغمبران خود و به مؤمنان برجا و برپا است . لازم است حقيقت ايمان در دل هايى ايجاد شود و جاى گيرد كه اين وعده بر آنها منطبق مىگردد . در بسيارى از اوقات ، مردمان دربارهء حقيقت ايمان به خطا مىروند و دچار اشتباه مىشوند . حقيقت ايمان يافته نمىشود مگر زمانى كه جان دل انسان از شرك پالايش بيابد ، آن هم شرك به هر شكلى از اشكال فراوانش كه باشد . شرك داراى شكل‌ها و صورت‌هاى نهان و پنهان است . دل از آن‌ها نمىپالايد و رهايى نمىيابد مگر وقتى كه تنها رو به خداى يگانه آورد و تنها بر او توكّل و تكيه كند و به قضا و قدر او در حقّ خود رضايت دهد و خشنود شود ، و احساس كند تنها خداى يگانه است كه او را راه مىبرد و امور او را مىچرخاند و هيچ گونه گزينش و انتخابى ندارد مگر آنچه كه خدا براى او بر مىگزيند و انتخاب مىكند و اين امر را با اطمينان و