ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)

45

فلسفه نهضت حسينى (فارسى)

« منصور عباسى » به بطلان اين بيعت اجبارى فتوا داد ، او را تازيانه زدند و كتفش را درآوردند ! 2 - نظام شورايى مهمترين قاعدهء بعدى اين قانون [ قانون اساسى اسلامى ] ، حكومت شورايى بود . مردم با كسانى كه به علم و تقوا و درست انديشى آنها اعتماد داشتند ، به رايزنى و مشورت مىپرداختند . آنهايى كه در زمان خلفاى راشدين در شمار اعضاى شورا بودند - با اينكه به شيوهء آزادانه‌اى انتخاب نشده و به اصطلاح امروزىها انتصابى بودند و منتخب نبودند - خلفاى راشدين آنها را به دليل اينكه در هر چيز ، تأييدشان مىكردند يا در خدمت منافع آنها قرار داشتند ، انتخاب نكرده و در واقع در نهايت اخلاص و ايثار ، بهترين و برترين افرادى از جامعه را براى عضويت در شورا برگزيدند كه جز سخن حق ، انتظارى از ايشان نمىرفت و در هر كارى طبق دانش و وجدان خود ، مشاورى امين و درستكار بشمار مىآمدند . هيچ كس انتظار نداشت كه آنها اجازه دهند حكومت در راه خطا به حركت خود ادامه دهد يا از مسير خود منحرف گردد و اگر شيوهء انتخاباتى كه امروزه در كشورها متداول است ، در آن روزگار مرسوم بود ، مسلمانان همين عده را انتخاب مىكردند ولى همين كه دورهء « سلطنت » آغاز شد ، « اصل شورا » تغيير پيدا كرد و « شاهان » به استبداد و اجبار حكومت كردند و فرماندهان و درباريان چاپلوس و متملق و كارگزاران ولايات و سران لشكر به عضويت مجلس شورا در آمدند و مشاورانشان از كسانى شدند كه اگر از مردم دربارهء ايشان نظرخواهى مىشد ، در برابر هر رأى موافق و