ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)
43
فلسفه نهضت حسينى (فارسى)
مىرفت و به همين دليل دولتمردان ، قضات و فرماندهان نظامى ، همگى سرشار از اين روح و روحيه بودند و آنها نيز به نوبهء خود تمامى جامعه را از اين روح و روحيه لبريز مىكردند . ولى بهتدريج حكومتهاى مسلمانان و حكام و سردمداران ايشان راه پادشاهى را در پيش گرفتند و شيوهء زندگى كسرى [ انوشيروان ] و قيصر [ روم ] را الگوى خود قرار دادند و بدين ترتيب ظلم و جور بر عدل و داد چيره شد و فسق و فجور ، جاى تقوا و پرهيزگارى را گرفت و عصر بى بندوبارى و گستاخى و بى شرمى آغاز گرديد و راه و رسم حكام ، از تمييز حلال و حرام فاصلهها گرفت و پيوندهاى سياست و اخلاق گسسته شد و بهجاى اينكه خود از خداى بترسند ، بندگان خدا را از خويش ترساندند و بجاى اينكه وجدانهاى مردم را بيدار كنند ، وجدان مردم را با اموال و هداياى خود خريدارى نمودند . اصول و شالودههاى قانون اساسى اسلامى اين همان تغييرها و دگرگونى هايى بود كه روح و مزاج و هدف و نظريه « دولت اسلامى » به خود ديد ؛ در اين ميان تغيير ديگرى نيز در اصول قانون اساسى اسلامى مطرح گرديد ؛ هفت اصل به عنوان شالودههاى قانون اساسى اسلامى مطرح بود كه يكايك آنها را تغيير دادند و دگرگون ساختند : 1 - انتخاب آزاد مهمترين اصل و نكته در قانون اساسى اسلام اين بود كه حكومت