جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
90
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
آنگاه خود نمونهء اين نيرو و نشاندهندهء آن آرامش گشت . و از اينجاست كه نيروى وى در شكست و پيروزى ، - هر دو - بهطور مساوى و يكنواخت بود ، چونكه حقيقت همهجا پيروز است و در نزد آن شكست و پيروزى ، چه در ميدان جنگ و چه در سياست - و هر ميدان ديگرى - يكسان است . غلبه يا شكست ظاهرى ، محك و مقياس شناخت حقيقت نيست ، بلكه خود حقيقت ، مقياس و ميزان هرگونه شناخت اشياء است . * * * آيا در تاريخ شرق چنان ثبات عقيدهاى را سراغ گرفتهاى كه سستى در آن راه نيافته و از آتشفشانها و زلزلهها ، به لرزه در نيفتد ؟ و كدام زلزلهاى براى يك عقيده سهمگينتر از تراكم و فزونى دشمنان نيرومند و مجهز با سلاح تخطئه و تكفير - و هرگونه گناهى كه اين دو دارند - مىتواند وجود داشته باشد ؟ و كدام آتشفشانى براى عقيده مهيبتر از تهديد به مرگ و يا خود مرگ است ؟ كدام مبارزه در راه ايمان و عقيده را سراغ دارى كه در آن ، هيچ نشانى از فريب ، سازشكارى ، سودپرستى و برترىجويى نباشد و گرد مصالح شخصى نگردد ، مگر آن كه بپذيريم : پيروزى ايمان و عقيده ، خود از هر مال و جاه و مقامى برتر است . آيا هيچ وقت از دنيا خواستهاى كه با تو از مهر و عاطفهاى سخن بگويد كه از قلبى سرشار از رحمت و مهر مىتراود و از زبانى بيرون مىآيد كه جز صلح و سلامت بر آن جارى نمىگردد . و از اين جاست كه او قدرت پيروزمندى است كه فريبندگىهاى جهان در پاى آن شكست مىخورند و به ويژه در آن دورانى كه سودپرستى و آزمندى ، استثمار و احتكار منافع ، بر مردم حكومت مىكند و دشمنان على بهخاطر همان منافع پست با هم مىجنگند و سپس در برابر صاحب اين قلب و زبان عطوفتبار و براى نبرد با آن يكى مىشوند و دست يكديگر را مىفشارند ! * * *