جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

48

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

گذشته و حال و قياس نظريات ايشان با انديشه‌هاى والاى امام مىپردازد . بنابراين ، جرج جرداق ، تاريخ فرد يا عصر خاصى را نمىنگارد و جمع‌آورى كننده اقوال اين‌وآن هم‌نيست و با تعصب ، عقيده‌اىرا برضد عقيده‌اى ديگر ترجيح نمىدهد ، بلكه او پژوهش‌گر دانشمندى است كه همهء امور را بررسى مىكند و همهء نگرش‌ها را مورد تحقيق قرار مىدهد و افكار گوناگون را كنار هم مىگذارد و روابط آنها را با يكديگر مىسنجد ، آن‌گاه شخصيت امام را از لابه‌لاى همهء آنها روشن و آشكار مىسازد . جرج جرداق ، از راه معرفى شخصيت على عليه السلام ، ارزش‌هاى جديد انسانى را به ما شناساند . تا آن‌جا كه خواننده كتاب تصور مىكند كه مؤلف ، بدون اين‌كه به شخصيت جهانى على عليه السلام توجهى داشته باشد ، مىكوشد كه ازگفتارها وكردارهاى وىمفاهيم ژرف‌انسانىرا بيرون بكشد . از همين‌جاست كه بايد گفت : جرداق ، در درجه اول يك كاشف است . يكى از دانشمندان عالىقدر ، به من گفت : « فهم و ادراك اين نويسنده - جرداق - واقعاً عجيب است . او از كلمات امام كه ما مثل نام خودمان آنها را حفظ كرده‌ايم ، مفاهيم تازه‌اى را كشف و بيان مىكند كه هرگز به فكر ما نرسيده بود . جالب اين است كه گفتار امام شامل اين مفاهيم است و به‌طور آشكار به آنها دلالت دارد . » گفتم : آرى . اين مفاهيم روشن است ، ولى پس از تفسير و تبيين جرج جرداق ! درست مانند نيروهاى نهفته در طبيعت كه ما آنها را نمىشناسيم ، مگر پس از آن‌كه كسى آنها را كشف كند . وانگهى ، جرج جرداق ، در زمينهء شناخت امام درهايى را گشوده است كه چهارده قرن به روى ما بسته بودند . روشى كه او در گشايش اين درها به‌كار برده ، سراسر عطر گل ياس و افسون و زيبايى است .