جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
49
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
خدا را سپاسگزاريم كه بر مردم عرب و مسلمان ، اديبى انديشمند بخشيد ، تا براى نخستين بار ، كاملترين و بزرگترين ميراث آنها را به خودشان بازشناساند » . شيخ محمد جواد مغنيه در مقالهاى ديگر مىنويسد : « من اين كتاب را چندين بار خواندهام و باز هم آن را مىخوانم و هربار احساس مىكنم گنجى را كشف كردهام كه از همهء گنجها ارزندهتر است . پيشينيان و معاصرين دربارهء شخصيت امام كتابهاى زيادى نوشتهاند كه انسان را به تحسين وامىدارد ، ولى نوشتههاى اين اديب جوان كجا و آثار ديگران - حتى عباس محمود عقاد و طه حسين - كجا ؟ جرج جرداق با سحر بيان و نيروى علم و عظمت هنر ، انسان را مدهوش مىكند و بر عقل و شعورش آنچنان تسلط مىيابد كه انسان فقط به نويسنده و كتاب فكر مىكند ! بهنظر من راه علاج مشكلات سياسى و اجتماعى را بايد در محتواى انديشههاى والاى على كه با كوشش جرداق مكشوف شده است ، جستوجو كرد . در واقع ، قلم من توان تعريف اين كتاب بزرگ و جاودانه را ندارد . همانطور كه نمىتواند هنر شايسته و اصيل و دانش سرشار و فهم عميق مؤلف را ستايش كند . تنها كارى كه من مىتوانم انجام دهم ، اين است كه شگفتى خود را در برابر او ابراز دارم . و گرنه هيچ تعريف و تقديرى نمىتواند درخور عظمت او باشد . » استاد مغنيه در نوشتارى ديگر ، باز مىنويسد : نويسندهء بزرگ جرج جرداق ، دنبالهرو نويسندگان پيشين نيست ، ولى مباحث خود را با گفتار آنان مستند نموده است . و اين نتيجهء دانش و صداقت است . او از انديشهء پيشينيان ، مانند يك مهندس كه سنگ خام را ماده اصلى ساختمان كاخى عظيم و محكم قرار مىدهد ، استفاده نموده و آنها را مدرك و منبع تحقيقات خود قرار داده است . با مقايسه روشى كه جرداق بهكار برده و روشى كه ديگران در آثار خود دربارهء امام بهكار بردهاند ، اين حقيقت روشن مىشود كه نسبت ميان او و ديگران ، مانند