جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

44

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

كه وى با وجود اين همه كوششى كه در تهيه و تأليف اين كتاب و در مراجعه به مدارك و مأخذ اصيل اسلامى نموده ، در يكى از نامه‌هاى خود ، به نگارنده ، مىنويسد كه او هرگز نتوانسته است بر وظيفه خود در قبال عظمت علىبن ابىطالب عليه السلام و معرفى آن حضرت به جهانيان ، آن‌طور كه بايد ، عمل نمايد : من اعتراف مىكنم كه در تجزيه و تحليل عظمت و معرفى شخصيت علىبن ابىطالب هنوز قصور دارم زيرا يك نويسنده ، هراندازه هم كه كوشش نموده و زحمت بكشد و هرمقدار كه در كار خود توانا باشد ، نمىتواند تحقيقى كامل دربارهء شخصيت يك انسان عادى به‌عمل آورد ، تا چه رسد كه اين انسان ، علىبن ابىطالب باشد . در اين مقدمهء كوتاه ، پيش از آن‌كه به نقل كامل اين نامهء « جرج جرداق » بپردازيم ، بىمناسبت نخواهد بود به چندين نامه كه از سوى شخصيت‌هاى بزرگ و مراجع عالىقدر جهان تشيع ، براى تقدير از « جرج جرداق » نوشته شده است ، اشاره‌اى داشته باشيم . علامه بزرگوار « سيد موسى آل بحرالعلوم » در نامه‌اى كه به امر آية اللَّه بروجردى براى مؤلف فرستاده است ، مىنويسد : « وقتىكه در قم - ايران ، به زيارت حضرت آية اللَّه بروجردى مشرف شدم ، اولين سؤالى كه از من كردند ، راجع به كتاب : صوت‌العدالة الانسانية بود . من تحسين و تقدير بىنهايت ايشان را نسبت به اين كتاب ، تاكنون دربارهء هيچ كتاب ديگرى نشنيده‌ام . در همين خصوص ايشان به من امر نمودند كه تمجيد و تقديرشان را به مناسبت استنتاج صحيح شما از تاريخ زندگى امام و توضيح چگونگى انديشه آن حضرت ، علاوه بر زيبايى اسلوب و روش نگارش ، به شما ابلاغ كنم . و اگر دست حضرت معظم‌له ارتعاش نداشت ، بسيار مايل بودند كه نامه‌اى با خط خود ، براى شما مرقوم دارند .