جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

18

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

درباره اولويت على عليه السلام بر امامت و خلافت ، تأليف نموده است كه در اختيار همگان قرار دارد ، اما جرج جرداق در كتاب خود نه از آن كتاب 32 جلدى و نه از دو هزار دليل عقلى و نقلى شيخ حلى استفاده نكرده است ، بلكه او با عشق و علاقه ويژه خود ، كوشيده است كه على عليه السلام را آن‌گونه كه هست بشناسد و بشناساند و انديشه‌هاى او را در اختيار نسل جوان معاصر عرب و مسلمان قرار دهد . علامه مغنيه گفت : من در جايى نوشته‌ام : « جرج جرداق » قبل از اين‌كه « مؤلف » باشد ، « كاشف » است . او على را « از نو شناخته » و از نو « كشف » كرده است . . . ما نمىتوانيم منكر شويم كه : او از گفته‌ها و انديشه‌هاى على عليه السلام مفاهيم جديدى را كشف و بيان مىكند كه هرگز بر فكر ما و پيشينيان ما خطور نكرده بود . البته اين مفاهيم عالى و والاى انسانى را ما امروزه در كلمات امام على عليه السلام به‌خوبى و روشنى مىبينيم ، ولى پس از آن‌كه « جرداق » آنها را « كشف » و تبيين نمود . . . درست مانند نيروها و حقيقت‌هاى موجود در جهان طبيعت كه انسان آنها را نمىشناسد ، مگر آن‌كه كسى « كشف » كند و سپس همگان ، آن‌ها را « باور » مىنمايند و از آن بهره‌مند مىشوند » ! . . . خود « جرج جرداق » در سفر چند سال پيش خود به ايران ، در ديدار مفصلى كه با وى داشتم ، به اين‌جانب گفت : من خودم را كوچك‌تر از آن مىدانم كه بتوانم انديشه‌هاى على و مفاهيم ارزنده موجود در خطبه‌ها و گفته‌هاى وى را توضيح و شرح دهم و يا تبيين كنم ، بلكه معتقدم كه خود اين كلمات و گفته‌ها ، اين مفاهيم را به وضوح و روشنى بيان مىكند ، اما متأسفانه درگذشته ، به جاى توجه به اين مفاهيم و عمل به آنها در راستاى هدايت و رهايى « انسان » ، به پوسته‌ها و ظواهر پرداخته‌اند ! جرداق افزود : « اگر دنياى غرب ، شخصيتى مثل على داشت ، امروز در سراسر دنيا با برگزارى همايش‌ها و تأسيس آكادمىها و پژوهشكده‌ها ، به ارزيابى انديشه‌هاى او مىپرداخت و براى بشريت راه نو ، نشان مىداد و همه مراكز علمى - اجتماعى خود را