جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
105
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
كرد . داستان اين انتخاب كاملًا معقول و منطقى است ، زيرا عبدالمطلب تمام فرزندان خود را بهخوبى مىشناخت و ظاهر و باطن آنان را مىدانست و ابوطالب را بهخاطر اخلاق و روشى كه در او سراغ داشت انتخاب نمود . مهر و عاطفه ، با اينكه در همه فرزندان عبدالمطلب وجود داشت و همهء آنان بهرهاى از آن برده بودند ، ولى از نظر شدت ، كثرت و عمق ، به اندازهاى كه در قلب ابوطالب بود ، در ديگران وجود نداشت و البته تأثير مهر و محبت در حسن سرپرستى و كفالت ، بيشتر از تأثير مال و ثروت است و بهخاطر همهء اينها بود كه پدر ابوطالب او را براى سرپرستى محمد برگزيد . بهاضافه اينكه خود ابوطالب هم حتى اگر پدرش او را موظف نمىساخت ، به اندازه كافى برادرزادهء خود را دوست داشت كه او را به سرپرستى محمد وادار سازد و اين مهر با تكليف و امر پدر همراه گشت . از مسائلى كه هيچ جاى شك و ترديد در آن نيست ، اين كه ابوطالب شخصيت پسنديده و محبوبى داشت . شخصيت ارزندهاى كه ما را از انديشهء خود آن پيرمرد پاكنهاد ، امين و آزموده - كه تمام آنچه را از پاكى ، امانت و تجربه داشت در هرحال به مرحله عمل و اجرا درمىآورد - آگاه مىسازد : صفاتى كه يكى پس از ديگرى بر پژوهشگران تاريخ حيات اين مرد بزرگ روشن مىگردد ، تا آنجا كه قريشىهاى زمان جاهليت نيز آن را درك كرده و درباره او گفتند : « كمتر فقير و بينوايى به سرورى رسيده ، ولى ابوطالب اين مقام را بهدست آورد » . در اين سخن اشاره آشكارى وجود دارد ، بر نظر مردم مكه پيش از اسلام به شرايط سرورى و بزرگى كه معتقد بودند « سرورى » مخصوص ثروتمندان است ! و همچنين اشاره روشنى وجود دارد بر عظمت اخلاق ابوطالب كه او را علىرغم فقر و بىچيزى آماده ساخت كه بزرگ قوم گردد و رأى و نظر او ، بر آراء ثروتمندان و خودخواهان برترى يابد . * * *