جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

104

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

هرگز هم رسالت او ، ايجاد حكومتى به سان حكومت اموى نبود - در مقابل آن توانست بر دل‌هاى پاكيزگان و پاك‌مردان حكومت كند . . . على از صفات و خصلت‌هاى عالى انسانى ، به آن مقدار دارد كه او را براى ابد شايسته نفوذ در دل‌ها و حكومت بر قلب‌ها بنمايد . پيش از اين‌كه سخن را آغاز كنيم ، ناچار بايد نگاهى كوتاه به گذشته بيندازيم تا پيوند عميق و ريشه‌دارى كه على و خانه‌اش را به محمدبن عبدالله ربط مىدهد ، روشن و آشكار گردد . اين پيوند و هم‌بستگى ، هم در رويدادهاى جزئى كه داراى تاريخ و ارقام و آمار صحيح است و هم در زمينه‌هاى روحى و معنوى و ادبى كه در محيط يك خانه به‌وجود آمد و آماده گشت و در اين و آن ، هردو به‌هم آميخت ، وجود دارد و البته پيامبر نسخه كامل و نمونه عالى اين زمينه‌هاست و فرزند ابوطالب نيز چنين بود . * * * هنگامى كه پيامبر از لطف پدر و مهر مادر محروم شد ، عبدالمطلب هاشمى - جد او و جد على - سرپرستى او را بر عهده گرفت . وى ، او را بىاندازه دوست داشت و چه بسيار مواقعى كه در حالىكه به نوهء خود مىنگريست ، به دوستان و هم‌مجلسيان خود مىگفت : اين كودك آينده درخشانى دارد . و حتى او را با وجود خردسالى ، در مجلس عمومى خود ، در زير سايه كعبه و در كنار عموهاى خود مىنشانيد . وقتى كه عبدالمطلب درگذشت ، عمويش ابوطالب - پدر على - سرپرست او گرديد و درنتيجه اين پسر خردسال ، هم‌چنان در محيط مهر و عاطفه و تربيت نيكو كه ميراث عبدالمطلب بود ، به رشد و نموّ پرداخت . ولى چرا ابوطالب پس از پدر خود كفالت او را به‌عهده گرفت در حالىكه از همه برادرانش تنگ‌دست‌تر و عيالوارتر بود ؟ براى آن‌كه پدر او عبدالمطلب ، هنگامى كه در بستر مرگ بود ، از ميان همه فرزندانش ، او را براى اين كفالت و سرپرستى انتخاب