جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2076

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

طبقات ستمديده خواست كه با تمام نيروى خود بر ضد آن به پا خيزند . « بندلى جوزى » مىگويد : سلاح پيامبر در اين نبرد كه خود - مخصوصاً در دورهء مكى آن را بر افروخت ، همان سلاحى بود كه مصلحينى چون سقراط ، بودا ، زرتشت ، مسيح و ساير پيامبران سامى در كف داشتند . او همواره افكار و ايدهء ايشان را دنبال مىكرد و از روزى كه دعوت خود را آغاز كرد ، تا وقتى كه پيروزى كامل به دست آورد ، به آنها تأسى مىجست . اين سلاح چيزى جز كلمه اخلاص نبود كه محمد ( ص ) به‌وسيلهء آن مردم را دعوت مىكرد ، بيم مىداد ، و به رحم و عاطفه وا مىداشت . و گاهى نيز تهديد مىكرد و در اين راه از سرزنش‌كنندگان باك نداشت . او حق مىگفت ، گو اينكه به زيان خودش و نزديكانش باشد . عمويش ، ابولهب ، از دشمنان سرسخت او بود و مردم را بر وى مىشورانيد . پيامبر او و زنش را لعنت كرد و آنها را به « آتشى شعله‌ور » « 1 » تهديد كرد كه زنش آتش‌افروز آن است ، زنى كه « طنابى تابيده به گردن دارد . » « 2 » 1 ولهب ، 2 ابولهب گرفتار آتشى مىشود كه « مال و ثروتش » نمىتوانند او را از آن آتشها رها سازند . » « 3 » يكى از بزرگان و ثروتمندان مكه ، مغيرة بن وليد است كه در راه هدف بزرگ رهبر اسلام با او به مبارزه برخاست . پيامبر از ثروت و مقام او بيمى به دل راه نداد ، بلكه در حضورش او را « غيبت‌كنندهء سخن چين » خواند و به او اخطار كرد كه جايگاهش جهنم است و ثروتى « كه غارت كرده و اندوخته » « 4 » برايش سودى ندارد . نمونه‌هاى

--> ( 1 ) مضامينى از سورهء لهب ( 2 ) مضامينى از سورهء لهب ( 3 ) مضامينى از سورهء لهب ( 4 ) مضامينى از سورهء لهب