جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2075

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

دنبال مىكرد در درجهء اول ، جنبهء مادى داشت . در آن زمان مردم به دو دسته تقسيم شدند : دشمنان پيامبر كه در رأس آنها ثروتمندان و اشراف بودند ؛ و در مقابل آنها ياران پيامبر كه پيشاپيش ايشان مستمندان و ضعفا جاى داشتند . اينكه ثروتمندان در گروه مخالف دعوت ، و فقرا در صف ياران پيامبر قرار مىگيرند ، يك امر تصادفى نيست . همانطور كه تنها به خاطر كفر و ايمان آنها نيست . در حقيقت ، نبرد سختى است كه در عهد انتقال تاريخى در جامعه عربى ، ميان اشراف و توده فقير به‌وجود مىآيد . يكى از مطالبى كه آشنايان با قرآن و حديث و سيره نبوى آن را درك مىكنند ، اين است كه محمد ( ص ) در دورهء يتيمى در خانه عموى خود ابوطالب ، در فقر زندگى مىكرد ، ثروت بيكرانى را كه عمويش ابولهب گرد آورده بود - و قرآن اعلام داشت كه به حالش سودى ندارد و اموالى را كه عموى ديگرش عباس از راه رباخوارى فراهم ساخته بود - ملاحظه مىكرد . اين مسائل او را وادار كرد كه به اختلاف عميقى كه از لحاظ وضع اقتصادى و معيشت ميان چهار برادر وجود دارد ، دقت كند . او مىديد ابوطالب و پدرش مستمند و فقيرند ولى ابولهب و عباس بسيار ثروتمندند . چرا اين گونه باشد ؟ در يك سرزمين و در يك خانواده ، چه عاملى سبب شده كه اين همه اختلاف وجود داشته باشد . سرانجام توانست با افكار روشن خود دريابد كه در شهر او يك نزاع اجتماعى ميان طبقه ثروتمند و زورمند و طبقه فقير و ناتوان وجود دارد . هنگامى كه دعوت خود را اعلام كرد ، ثروتهاى ثروتمندان را كه از راه ستم و خيانت و احتكار و به زنجير كشيدن مستمندان و ضعفا گرد آمده بود ، مورد تهديد قرار داد ، و از