جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2054

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

اين نيست كه آثار مدنى و علمى خود را در بين‌النهرين به ميراث گذاشتند ، بلكه آداب و دين و قوانين خود را در جزيرةالعرب - كه مهد اوليهء ايشان بود - و به ويژه در بخشهاى آباد آن هم ، مثل يمن و مدين و حجاز گسترش دادند . « سفر ايوب » نمونه زنده‌اى از ادبيات عرب آن روز و شاهد پيشرفت فكرى و عملى است . نظر اهل تحقيق اين است كه گوينده و شاعر اين سفر ، فردى عربىالاصل بوده ، و سفر خود را در حدود قرن بيستم پيش از ميلاد به دنبال دور شدن حمورابيان از بلاد بين‌النهرين به عربى سرود ؛ پس از آن به زبان عبرى ترجمه شد و جزء اسفار مقدس تورات به شمار آمد . اصل عربى اين سفر از ميان رفته است چنان كه اصل هندى يا فارسى كليله و دمنه هم از بين رفته است . از ديدگاه محققين ، اين مطالب ثابت است ؛ بنابراين عرب از لحاظ شعر از تمام ملتها با سابقه‌تر است ، زيرا سفر ايوب ، هزار سال پيش از ايلياد هومر و قرنها پيش از سرودهاى هندى مهابهارات سروده شده است . « 1 » ما اين گفتار را اينجا درباره عرب قديم آورديم تا معلوم شود كه عرب از آغاز پيدايش خود در خدمت به انسانيت سهمى داشته و همواره به جامعه بشرى خدمت كرده و هزارها سال پيش داراى تمدن بوده است . مردم متمدن ضمن اينكه سرزمين خود را آباد مىكنند و به تدوين ادبيات و قوانين و نظامات مىپردازند ، به طور ناخودآگاه به انسانيت خدمت مىنمايند . همه اينها دليل بر اين است كه كوششهاى محلى با كوششهاى انسانى مرتبط است . اگر سرگذشت عرب در دوره

--> ( 1 ) تاريخ آداب لغت عربى ، ص 30 - 32