جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2034

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

هستند . براى تعبير احساسات زنده فردى و اجتماعى انسان ، وسيله و بيانى بهتر از آن سراغ نداريم . موضوع هنرها ، زيبايى است ، يعنى صورت اعلاى ادراك حيات . اشعارگوته و موسيقى بتهوون عاليترين تعبير از تمدن انسانى ملت آلمان هستند . نقاشيهاى « داوينچى » و مجسمه‌هاى « ميكل‌آنژ » و اشعار « دانته » ، برترين نتيجه كوششهاى روانى و هنرى ملت ايتالياست . اشعار متنبى و ابن الرومى نيز خلاصه‌اى از روحيه و تمدن عرب است . بنابراين ، هنرهاى زيبا ، چهرهء يگانه و حقيقى سطح تمدنى است كه جامعه‌اى به آن نايل شده است ، زيرا ادراك زيبايى ، عصارهء تمدن و روح آن است . از آنجا كه هنرها به اندازه‌اى كه ذاتى هستند ، پديده‌هاى اجتماعى شمرده مىشوند ، همراه جامعه ، ترقّى و تنزّل مىكنند ، و يگانه معيارى هستند كه تمدن جامعه را مىتوان با آن ارزيابى كرد و نيز محكمترين رابطه ميان افراد معاصر يك جامعه و نسلهاى گذشته و آيندهء آن هستند ، جامعه در هر مرحله‌اى كه از بدويت يا تمدّن قرار داشته باشد ، اين هنر است كه آن را تغذيه مىكند و در ميان افراد آن ارتباط برقرار مىسازد . هرگز هنر يك جامعه ابتدايى نمىتواند از خود آن جامعه پيش بيفتد و در مرتبه‌اى فراتر قرار بگيرد ، زيرا هنر بايد وسيله تعبير و تغذيه و ارتباط باشد . با يك نظر كوتاه به تاريخ عرب جاهليت پى مىبريم كه قبيله‌هايى كه با هم دشمنى داشتند و همواره سرگرم قتل و غارت هم بودند ، تنها وسيلهء استوارى كه مىتوانست آنها را گرد هم جمع كند و به احساسات آنها وحدت ببخشد ، شعرا بودند . شعر چنان نيرومند است كه لهجه‌هاى مختلف را به يكديگر نزديك مىكند و سنگ